تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
مملكتدارى عنايتى نداشت ، امراى مقتدر قزلباش زمام كارها را به دست مىگرفتند ، و اين حال تا سال‌هاى اول ، سلطنت شاه عباس ادامه داشت . » « 1 » در دوران سلطنت پادشاهان بىكفايت ، زنان و خواجگان در امور كشورى و لشكرى مداخله مىكردند . در دوره‌هايى كه سلاطين مقتدر اختيار امور را در دست داشتند ، تغيير حكام و امرا در نتيجهء رسيدن شكايت و يا عدم لياقت آنان صورت مىگرفت . ولى در اواخر عهد صفويه گاه در عرض يك سال چندين بار حكام تغيير مىكردند . رشوه و هديه نقش مهمى در احراز مقامات مهم مملكتى داشت . گاه به امرا و حكام به نام قدردانى و تشويق « علم و نقاره » اعطا مىكردند و چنان كه شاه طهماسب اول براى حاكم سرخس « علم و نقاره و اسبهاى عربى و شمشير مرصع و جقه و ساير لوازم امارات » « 2 » فرستاد . سلاطين صفوى گاه به امرا القابى نظير « خان » و « مصاحب » اعطا مىكردند ، چنان‌كه كلبعلى خان در دورهء شاه صفى به لقب مصاحب مفتخر گرديد و در طغراى مهر او چنين آمده است :
از كرم شاه حسينىنسب * كلبعلى يافت مصاحب ، لقب
امراى دربارى ، خانهاى مقتدر و بيگلربيگى ممالك محروسه و ديگر صاحب‌منصبان برحسب مقامى كه داشتند ، از القاب گوناگون برخوردار بودند . چنان‌كه فى المثل قورچىباشى داراى عناوين زير بود : « ايالت و شوكت‌پناه ، حشمت و جلالت دستگاه عاليجاهى نظاما للّه للاياله و الاقبال فلان خان قورچىباشى . . . » « 3 » « مهردار ، بازرس كل ، تواچىباشى ( يعنى مأمور سربازگيرى ) پيشكار و رئيس تشريفات كل ( ايشيك آقاباشى ) و ضابط كل داراى چنين عناوينى بودند . » « 4 » بعضى مشاغل كمابيش در انحصار بعضى مقامات و بعضى خانواده‌ها بود . شاردن مىگويد : « احدى جسارت نمىكرد در كارها و مناصب دربارى براى خود جانشينى تعيين كند . » « 5 » شاه طهماسب اول سعى كرد عناصر ملى را در مقابل اعيان و اشراف طوايف و عشاير تقويت كند ولى در اين كار توفيق كلى نيافت . ولى شاه عباس اول كه از مداخلات سران عشاير به ستوه آمده بود ، بر آن شد كه به قدرت و اختيارات آنان پايان بخشد . براى اجراى اين نقشه غلامان سلطنتى را تقويت كرد و به كمك آنان با خودسرى و استقلال‌طلبى سران عشاير مبارزه نمود . اين غلامان بعدها به حكومت ايالات و نواحى مختلف رسيدند « . . . چون جنگ و جدال امرا با يكديگر مملكت را به سرحد زوال و تباهى رسانيده بود شاه عباس اول مقرر داشت : كه بايد امراى عظام را از طوايف مختلف انتخاب كند و ارتباط ايشان را با خاندان و تيره خود قطع
هامش
( 1 ) . نظام ايالات در دورهء صفويه ، ترجمهء كيكاوس جهاندارى ، پيشين ، ص 38 و ص 36 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 40 . ( 3 ) . همان ، ص 32 . ( 4 ) . همان ، ص 32 . ( 5 ) . شاردن ، پيشين ، ج 5 ، ص 359 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 909 | مرتضى راوندى