كند . . . » « 1 »
شاه عباس براى اولينبار مقام فرماندهى غلامان سلطنتى « قلرآقاسى » را ايجاد كرده و بعدها اللهوردى خان به اين مقام برگزيده شد و لقب خانى يافت و وزير و مستوفى خاصى براى تمشيت امور به اين سازمان مأمور كردند و چنانكه قبلا گفتيم ، قسمت اعظم لشكريان از بين اين غلامان برگزيده مىشدند و پس از فراگرفتن اطلاعات لازم به مقامات مختلف برگزيده مىشدند .
در ابتداى به سلطنت رسيدن سلسلهء صفويه ، اغلب حكام ايالات از بستگان خاندان سلطنتى از قبيل پسران ، نوادگان ، برادران و برادرزادگان پادشاه بودند . اكثر شاهزادگان را در طفوليت يا سالهاى نوجوانى به ايالات مىفرستادند . تقريبا همواره يك مربى نيز به نام لله همراه آنها به محل حكومت مىرفت ، حتى هنگامى كه آنها به سن بلوغ نيز رسيده بودند ، باز لله « ملازم آنها بود . » گاه لله عنوان حاكم را نيز داشت . ممكن بود عنوان للگى را به چند تن از امرا متفقا بدهند . گاه همسر حاكم دايگى شاهزاده را به عهده مىگرفت . بعدها چون ديدند بعضى از بستگان خاندان سلطنت در حكومت ايالات راه طغيان پيش گرفته و مدعى تاج و تخت شدهاند ، سياست تا حدى عوض شد . للهها نيز غالبا از كودكى از ناتوانى و يا بىلياقتى شاهزادگان سوء استفاده مىكردند و گاه مدعى ولايتعهدى مىشدند . شاه اسماعيل كه پس از جلوس ، فرمان داد تمام فرزندان ذكور خاندان سلطنت را يا كور كنند و يا بكشند ، از آن زمان به بعد ديگر هيچ شاهزادهاى به حكومت ايالات منصوب نشد . اين روش وحشيانه كمابيش در دورههاى بعد ، از طرف سلاطين صفوى به كار رفت . و غالبا سلاطين فرزندان خود را در محيط حرمسرا ، دور از دنياى خارج بزرگ مىكردند . » « 2 » يكى از تربيتشدگان اين مكتب شاه سلطان حسين بود كه بىكفايتى خود را به خاص و عام نشان داد .
اختيارات حكام :
« خانها و حكام در حوزهء مأموريت خود چون پادشاهان كوچكى بودند و كمابيش امور نظامى و مالى و قضايى منطقهء خود را در اختيار داشتند . وجود غلامان خاصه در ايالات ، وزنهاى براى خنثى كردن قدرت نظامى حاكم به شمار مىرفت . » « 3 »
« صدور فرمان امارت به نام شخصى ، يعنى سپردن فرماندهى تعدادى از ملازمان به دو معمولا با اعطاى تيولى همراه بود . دادن اين تيول در حكم دادن مزد و مواجبى محسوب مىشد و اين معنى هنگامى روشنتر مىشود كه مىبينيم حكومت را به عنوان تيول يك منصب ديگر به كسى مىدادند . . . »
نويسندهء حبيب السير مىگويد كه « شاه به صدر طبل و علم بخشيد و ترتيبى داد كه طبق آن حاكم مىبايست مالوجهات هرات را در وجه مواجب ملازمانش بازگذارد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 49 .
( 2 ) . نظام ايالات . . . پيشين ، ص 59 به بعد .
( 3 ) . همان ، ص 80 .
( 4 ) . حبيب السير ، پيشين ، ص 379 .