كرد و موجب تيرگى روابط و مناسبات خواجه با ملكشاه گرديد .
خواجه رشيد الدين فضل اللّه نيز كه به حكايت كتابها و نوشتههايى كه از او به يادگار مانده است مردى معتدل و منصف بود - در اعزام استانداران و فرمانروايان دقت كافى نمىكرد و اهليت و شايستگى آنها را در نظر نمىگرفت و غالبا فرزندان نالايق و طماع و مغرض خود را به حكومت و فرمانروايى انتخاب مىكرد ، خواجه در يكى از نامههاى خود ( مكتوب 9 ) به فرزند خود امير محمود حاكم كرمان مىنويسد : « در اين وقت چنين استماع افتاد كه به سبب تسعير اقوات و غلاى غلات » مردم بىنواى كرمان « چون موى ضعيف » « 1 » گشتهاند ، سپس به فرزند محتكر و ستمكار خود دستور مىدهد كه در انبارها را بگشايد و مردم ستمديده را نان بخور و نميرى بدهد ، معلوم نيست كه اين فرزند سنگدل تا چه حد از تعليمات پدر خود پيروى كرده است .
در مكتوب 10 خواجه به فرزند ديگر خود ، خواجه سعد الدين حاكم انطاكيه و طرسوس و سوس و قنسرين و عواصم و سواحل فرات از سر خيرخواهى چنين مىنويسد :
« اكنون كه بر مسند جهاندارى و چهار بالش كامگارى نشستهاى ، پيوسته به رعايت رعايا و دستگيرى عجزهء كافه برايا قيام نمايد . . . و به مهمات صغير و كبير و برنا و پير و وضيع و شريف و قوى و ضعيف كمر اجتهاد برميان جان بندد . . . » « 2 » سپس از او مىخواهد و به او اندرز مىدهد : كه « . . . مال رعيت بر قانون قديم بستان ، توفيرات خزينه و طيارات ديوانى از وجه مرضى و غير مرضى مستان ، رسمهاى محدث از جرايد عمال ولايات حك كن و بدعتهاى قديم از صحايف عمال ديوان بستر . . . تصرفات باطله از موقوفات مشاهد و رباطات و مساجد و مزارات منقطع گردان و ديههاى معظم و مزارع كه به سالها در حوزه تصرف ديوان به اندك شبهتى آمده به متملكان قديم استرداد كن . . . اضعاف و آلاف آن بر عمارت مساجد و مدارس و معابد و قناطر و مصاقع و مزارات و خوانق آن ديار صرف كن . » « 3 »
و در پاياننامه به فرزند خود تأكيد مىكند از حاصل املاك او به صلحا و علما و مشايخ و محدثان ببخشايد و در عمران و آبادانى قناطر و مساجد و خانات غفلت نورزد . . . از فحوا و مدلول اين نامهها مىتوان به انواع مظالم و ستمگريهاى فرمانروايان در قرون وسطا پى برد .
در مهمانخانهء بخارا كه در آغاز قرن دهم نوشته شده به وظايف و مسئوليتهاى سياسى ، اجتماعى و اخلاقى وزرا و حكام اشاره شده و ضمن حكايتى چنين آمده است : « بوذرجمهر حكيم را كه وزير نوشيروان بود خبر كردند كه كسرى مجلس بزم آراسته . . . به سماع عود گوش را مشغول داشته و چشم هوش را بر چهرهء ساقى زلالبخش گماشته است ، دهن كه محل نشر آثار عدالت است جلوهگاه جام عدل گردانيده و دماغ را از استشمام روايح ريحان راحت رسانيده .
هامش
( 1 ) . مكاتبات رشيدى ، ص 19 به بعد .
( 2 و 3 ) . همان كتاب ، ص 22 به بعد ( به اختصار ) .