تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤
خود را به عزل او معزول و به نصب او منصوب شناسد . . . » « 1 »

وقفنامهء آب فرات از عهد شاه طهماسب

سند وقفنامهء مورخ سال 935 هجرى داير بر وقفهاى شاه طهماسب بر مشهد حضرت امير و امام حسين ، از لحاظ تاريخى ارزش فراوان دارد . اصل سند متعلق به آقاى اسماعيل دولتشاهىست و به كوشش ايرج افشار در فرهنگ ايران‌زمين درج شده است و ما جمله‌اى چند از اين وقفنامه را نقل مىكنيم : پس از مقدمه‌اى مفصل مىنويسد : « . . . وقف صحيح شرعى لازم جازم مؤكد مؤيد نمود بالعبارة الصحيحة المنطبقة على قواعد الشرع الشريف و مقتضياته قربة الى اللّه و طلبا لمرضاته ، آنچه در وقت انشاء وقف مذكور منسلك بود ، در سلك ملك نواب كامياب و آن عبارت است از تمامى نهر مجدد ، واقع در اراضى بلدهء طيبه حلهء سيفيه من اعمال عراق عرب ، جارى در مجراى قديم باير كه معدود بوده از جمله موات من نهر ، نهر معروف به شط نيل كه منشعب است از آب فرات و حفر نمودهء وكلاى آن اعليحضرت است . . . و وقفيت نهر مذكور به مشهدين منورين قدس اساس واقع است بر ملاحظهء اخماس دو خمس از آن بر مرقد معلاى غروى و سه خمس بر مشهد شهادت لواى حايرى كه محصول و منافع آن صرف شود در مصالح و حوايج مشهدين مقدسين كه اهم آن عمارت و مرمت است و بعد از آن تهيه فرش و روشنايى از قالى و حصير و شمع و چراغ و ساير اسباب اضاعت و تنوير ، و بعد از آن مؤنهء دولتمندانى كه سعادت ازلى و توفيق لم يزلى ممد و معاون ايشان گشته ، شرف خدمت و ملازمت عتبتين عليتين به ايشان مفوض و مرجوع باشد ، و همچنين مصالح جمعى ديگر از اعزه و اشراف كه . . . به مطالعهء علوم دينيه و مباحثه معارف يقينيه اشتغال داشته باشند . . . و مؤذن ، و خطيب ، عالم ، عارف . . . ضابط و كاتب و مباشر و محاسب به حسب العرف و العادة . . . ، و چون آن وقف همايون در تاريخ سنه خمس و ثلثين و تسعمائه سمت صدور يافت تاريخ آن بر وجه مسطور ذيل مرقوم كلك قضا شد .
شاه طهماسب شاه عرش پناه * كعبهء دين و قبلهء ايمان . . . ساخت نهرى روان ز آب فرات * كه بود رشك چشمه حيوان تا كند وقف كربلا و نجف * از سر صدق و از ره احسان سال تاريخ آن خرد مىخواست * كه نمايد عيان به حسن بيان نهر آب فرات كلك قضا * زد رقم بىزيادت و نقصان » « 2 »

شاه عباس املاك خود را وقف كرد

پس از بازگرفتن آذربايجان از دولت عثمانى ، شاه عباس املاك و مستغلات خود را وقف پيغمبر اسلام و دوازده امام كرد . به موجب وقفنامه‌اى كه شيخ بهايى نوشت ، توليت اين موقوفات در زمان حيات شاه عباس با شخص وى و پس از او با پادشاه زمان بود . به گفتهء جلال الدين محمد يزدى
هامش
( 1 ) . مجله بررسيهاى تاريخى ، سال 4 ، ش 4 ، ص 225 . ( 2 ) . فرهنگ ايران‌زمين ، پيشين ، ج 14 ، ص 313 .