حكام و متصديان شرعيات و داروغگان و تيولداران و كلانتران و جز اينها ، هيچگونه مداخله و تصرفى در اصل رقبات و حاصل آنها ننمايند . بلكه استقلال متولى را ، كاملا رعايت نمايند . . .
ديگر اينكه مقرر مىدارد « هرساله قيمت ده هزار من غله به وزن تبريز را از رقبات وقفى آذربايجان به تسعير ديوان ، و دوازده تومان نقد را از حاصل رقبات عراق تا سى و دو تومان نقد كرده با معتمدان به دار المؤمنين قم فرستاده تسليم نايب متولى نمايد . . . كه ايشان آن وجه را در آن سركار صرف روشنايى شمع و چراغ و مشغل و بخور و ساير ضروريات كنند . . . و ديگر وظايف و مرسوم و جيرهء طلبه و خدمه و عمله را متولى هرسه ماه به سه ماه روز جمعه پس از فراغ از نماز و دعا . . . دستبهدست عايد كرده قبض مفصل اسم به اسم به مهر آن جماعت گرفته . . .
صورت محاسبه را در دفتر سررشتهء موقوفات مزبوره ضبط نمايد تا عند الرجوع حقيقت جمع و خرج حاصل واقعى و اصلى هرسال و هرتاريخ معلوم و ابواب مساهله مسدود گردد . »
همچنين در اين وقفنامه حصهء نقدى و جنسى هريك از طلبه و عمله و خدمه و مدرسان و خطبا و پيشنمازان و مؤذنان و ديگران دقيقا معين شده و مقرر گرديده است كه در ايام متبرك به آنان به جاى غذاى معمولى ، غذايى مطبوعتر توام با عسل ، افشره و شيرينى و پنير بدهند .
در اين وقفنامه مطالعهء كتب وقفيه مجاز شمرده شد ، ولى به احدى از متولى يا غير او اجازهء بيع و رهن و هبه و معاوضه و غصب و تحريف و تبديل كتب وقفى داده نشده است .
مقرر شده است كه مدرس لااقل چهار درس از فنون علوم معقوله و منقوله را به طلاب بياموزد . « ادبيات از نحو و صرف و منطق و معانى بيان و عروض و قافيه و معما و امثال آنها ، حكميات كه در طريق تعليم حكماء حقيقت شمار ابتدا از رياضى كرده و از يماطيقى و هندسه و هيأت گذشته بر طبيعى و الهى ترقى كردهاند .
تفاسير از قبيل مجمع البيان و انوار التنزيل و كشاف و تفسير كبير و معالم و تأويلات و جوامع و غير آنها ، درس فقهيات آنچه را از اصول و فروع ذهن و شوق و فهم و رغبت طلبهخواهان و مناسب ايام و اعوام باشد ، رجب و شعبان و رمضان را مخصوص مقابله و تصحيح كتب احاديث و تفاسر شيعه و ادعيهء صحيفه معتبره گردانند .
به هريك از طلاب ، آفتابه ، لگن ، پيسوز ، سفلدان ، كاسه ، بشقاب ، نعلبكى ، پياله مىدادند و رسيد آن را مىگرفتند و به طلاب در ايام نوروز چند دسته كاغذ و چندين قلم و مركب مىدادند و ظروف شكسته و فروش مندرسه آستانه را تبديل يا ترميم مىكردند . . . »
اين وقفنامه در زمان شاه سليمان صفوى تنظيم شده و اصالت آن را جمعى از روحانيان از جمله محمد باقر مجلسى تأييد و امضا كردند .
اصل منحصربهفرد رونوشت وقفنامهء ظهير الدوله نزد آقاى غلامرضا بزرگزاد فرزند مرحوم حاجى ميرزا ابو الحسن خان بزرگزاد مستوفى مقيم اصفهان مىباشد ، با اجازهء ايشان و دوست ارجمند آقاى على اكبر بزرگزاد ، قسمتهايى از اين وقفنامه ، كه سابقا چاپ شده بود نقل گرديده
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 877
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٨٧٧