ظاهرا وقفنامهء او تاريخ 1008 داشته كه در كتاب آثار الرضويه اين تاريخ ضبط شده . مصارف اين موقوفه را نيز چنين نوشته است :
« بعد از وضع تعميرات رقبات موقوفات مزبوره و يك عشر حق التوليه ، مازاد او را به قرار ذيل مصرف داريد : مواجب و قسمت 20 تومان ، مواجب 12 تومان ، قسمت 8 تومان . حفاظ آستانهء مقدسه وجه تبريزى ساليانه 5 تومان ، مؤمنان آستانهء مقدسه ايضا ساليانه 3 تومان . موم با اطلاع قضات به ارض اقدس به جهت روشنايى حرم محترم تقديم شود ، ساليانه 5 تومان . نمد كورك نمازى ، به اطلاع اهالى و اعيان كرمان به جهت آستانه مقدسه فرستاده شود ، ساليانه 3 تومان آنچه از مصارف فوق باقى بماند ، فرش عالى به جهت حرم محترم همهساله خريدارى نموده روانه دارند ، و اگر علاوه برآيد ، متولى مختار است كه بر خدام والامقام آستانهء مقدسه و طلاب علوم دينيه عايد دارند . . . توليت آن در زمان حيات با خود واقف و بعد از فوت ، با ارشد و اصلح اولاد ذكور . . . و در صورت نبودن اصلح و اكبر اولاد ذكور ، به انقراض اولاد ذكور اكبر و اصلح اولاد ، اولاد ذكور از اناث بطنا بعد بطن و در صورت انقراض توليت ، با متولىباشى آستانهء مقدسه است . » « 1 »
البته گنجعلى خان و امثال او اينهمه املاك را با رعايت عدل و انصاف به دست نياوردهاند و ساختمانهاى بزرگ و كاروانسرها و بازارها و مساجد و حمامها و آبانبارهايى كه به فرمان گنجعلى خان ساخته شده بود ، بدون ظلم و ستم و سختگيرى نسبت به كارگران پايان نيافته است .
وقتى كه مردم از ستمگريها و تعديات گنجعلى خان به شاه عباس شكايت كردند ، شاه شخصا براى بازرسى آمد . ولى چون او را از جوانى مىشناخت و به او علاقه داشت ، شكايات مردم را به چيزى نگرفت .
مىگويند « خان در يك روز پنجاه نفر فعله را به جرم طفره از كار بنايى سوخت و آتش زد . و تعدى زياد به مردم كرد . » با اين حال شاه هنگام مراجعت او را تشويق كرد و گفت : « از امروز حكومت هرات و قندهار نيز به قلمرو تو اضافه مىشود . تو بناهاى خود را تمام كن ، شكايات و فريادهاى مردم تمام مىشود ، اما بناها و آثار باقى خواهد ماند . . . » « 2 »
از اين جمله كوتاه مىتوان به طرز فكر شاه عباس و عدم توجه او به حقوق مردم پى برد .
مصرف موقوفات ظهير الدوله
بهطورى كه از رونوشت وقفنامهء مورخهء يك هزار و نود قمرى مرحوم جد ميرزا ابراهيم ظهير الدوله برمىآيد ، مصرف عوايد موقوفات هميشه در وقفنامهها دقيقا ذكر مىشده است . فى المثل در وقفنامهء سابق الذكر « . . . عشر خيراتى عموما و مجملا در وجه زوار و سكنه و خدمهء نجف اشرف و ساير فقرا و ساكنين مقرر شده » و تأكيد شده است كه مأموران دولتى و ديوانى ، اعم از امرا و
هامش
( 1 ) . آسياى هفتسنگ ، دكتر باستانى پاريزى ، پيشين ، ص 148 ، به نقل از آثار الرضويه ، ص 58 - 257 .
( 2 ) . آسياى هفتسنگ ، پيشين ، ص 161 .