ابتياع كرده بود به اين صومعهء مقدس « 1 » اهداء كرد . و وقف كرد - يعنى به صورت ابواب الخير آن مكان مقدس درآورد و املاك ديگرى نيز از قبيل باغات و تاكستانها و بستانها و اراضى مزروع ديگر و غيره بدان اختصاص داد تا درآمد آن - يعنى محصولات آن اراضى - براى امرار زندگى و اطعام راهبان و تهيه روغن چراغها و شمع و نگهدارى و تعمير و ترميم آن بناى مقدس صرف شود . وى آن صومعهء مقدس را « مكا - دعومره » ( شاه صومعه ) ناميد » « 2 » .
رابان راهب سائوم نيز اموال غيرمنقول را وقف كليساى « سنژرژ » مراعه كه خود احداث كرده بود ، نمود « 3 » .
بعدها در زمان صفويه حق وقف و امتيازات متفرع از آن به طور رسمى به اراضى ملكى صومعههاى مسيحيان و بهويژه زمينهاى متعلق به صومعهء ارمنيان در اچميادزين بسط يافت « 4 » ولى اين رويه ظاهرا فقط در ايران و قفقاز معمول بوده و حال آنكه در تركيهء عثمانى صومعههاى مسيحيان ناگزير ، براى اينكه امتيازات و حقوق وقف شامل متصرفات ارضى آنها نيز گردد ، به طور ساختگى اراضى مزبور را به مؤسسات مذهبى مسلمانان هبه مىكردند و در هبهنامه يا وصيتنامه قيد مىكردند كه حق اجازه و ادارهء اراضى مزبور را واقف براى خود حفظ مىكند « 5 » .
خوانين مغول حتى قبل از آنكه اسلام آورند ، روحانيان را اعم از مسلمان و مسيحى ( به مغولى « آركائون » ) از هرگونه ماليات و خراجى معاف كرده بودند « 6 » .
املاك وقف در عهد ايلخانان مسلمان توسعه يافت و مسلما بخش مهمى از اراضى را تشكيل مىداده « 7 » .
نخجوانى در كتاب دستور الكتاب ضمن بحث در پيرامون « اجراى وقف » مىنويسد :
« . . . مدتى است كه استماع رفته كه امور اوقاف آن ممالك به كلى نامستقيم گشته است و شروط واقفان بالمره انتقا يافته ، و غرضى كه ارباب خيرات را از تعيين اوقات بوده فوت شده ، و مرتزقه و مستحقان محروم مانده و مستأكله و متغلبان به ظلم و عدوان در تصرفات نامشروع شروع نموده و هركس را كه از ديوان به حكومت و متصرفى و مقاطعى وقفى تعيين مىكنند ، آن وقف
هامش
( 1 ) . صومعهء مراغه كه به بهترين وجهى در سال 1301 م . تجديد بنا شد ( پس از كشتار و غارت ) سال 1295 م .
( 2 ) . ماريابالاخا ص 138 . اين امر در پايان سال 131 م . وقوع يافت . « ملكا دعومره » كلمهايست سريانى به معنى « شاه صومعهها » 42000 زوز ( درهم ) خرج ساختمان صومعه شد كه برابر است با 70000 دينار ايلخانى .
( 3 ) . همانجا ، ص 131 .
( 4 ) . در اينباره رجوع شود به مقالات اچركى اى . پ . پطروشفسكى ، ص 234 - 233 ، 247 - 244 و ضميمهء شمارهء 10 آن .
( 5 ) . در اينباره رجوع شود به آ . د . نوويچف ، دربارهء اقتصاد تركيه ، ص 56 .
( 6 ) . نصير الدين طوسى ص 736 .
( 7 ) . كشاورزى و مناسبات ارضى در عهد مغول ، ترجمهء كشاورز ، ج 2 ، ص 26 تا 35 .