تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
جنبه‌هاى منفى و كارهاى نارواى متوليان و مسئولين امور اوقاف و ديوانيان خراسان اشاره شده است . و ما قسمتهايى از اين كارنامهء انتقادى را ذيلا نقل مىكنيم :
گرچه مخدوم ما قوام الدين * افتخار زمان و فخر زمين . . . افضل و اكمل خراسان است * صاحب اوقاف ملك ايران است . . . چون در اوقاف خواف كرد شروع * كرد حاصل همه اصول و فروع . . . همه معمور شد بقاع الخير * نفعها مىرسد به وحش و به طير كرد معمور باز مدرسه‌ها * در مساجد نمود هندسه‌ها شد معين وظايف زهاد * گشت رايج مواجب عباد . . . در مدارس ائمه بنشستند * در به تحصيل علم در بستند . . . وقف را رونقى پديد آمد * اين در بسته را كليد آمد ليك در خدمتش خران بودند * خدمتش جمله زن غران بودند مردكى چند ، جلقى و لوطى * همه با . . . هاى مخروطى گاه و بيگه لواطه مىكردند * روز و شب شاهدانه مىخوردند بود هرروز را تب اصحاب * پنج من بنگ و ده سبوى شراب . . . فسق ورزند و زهد انگارند * وقف دزدند و مزد انگارند « 1 » او كسى تا كه در جهان بودست * قلتبان ابن قلتبان بودست دانى اين كيست تاج دين منشى * تيز در ريش اين‌چنين منشى
سپس شاعر اعمال ناروا و كارهاى ظالمانه و نامشروع متصديان اوقاف را برمىشمرد و از جعل و تزوير و مصرف عوايد اوقاف در مجارى ناصواب به تفصيل سخن مىگويد و به‌خوبى نشان مىدهد كه در محيط فاسد و آلودهء آن دوران ، اگر كسى مىخواست قدم صوابى بردارد ، با چه موانع و كارشكنىهايى روبرو مىشد .
پيش از اين خواست خواجه مجد الدين * تا كند يادگارى اندر دين در ده خويش ساخت مدرسه‌اى * وز عمارت بكرد هندسه‌اى مدتى روزگار برد در آن * مبلغى خرج كرد بر آن . . . طالب علم را طلب فرمود * هركجا نام زيركى بشنود طلبش كرد و استمالت داد * تا مگر مدرسه شود آباد اندرين بد كه صاحب اوقاف * اندر آمد ز راه زاده به خواف كرد بر زه كمان استخراج * تيز كرده سنان استخراج باز پرسيد از قليل و كثير * بحث كرد از فقير و از قطمير
هامش
( 1 ) . فرهنگ ايران‌زمين ، پيشين ، ج 8 ، ص 8 به بعد ، به اهتمام ايرج افشار .