روزگار ، كل آن ابنيه ويران گشته و تمامى موقوفات به ضبط خالصهء ديوان درآمده ، مگر يك مدرسهء شفيعيه كه الان داير است و چند مدرسهء جديد بدين تفصيل . . . » « 1 »
چنان كه گفتيم تنها مالكين بزرگ و ثروتمندان نبودند كه قسمتى از ثروت و دارايى خود را در راه امور خير وقف مىكردند ، بلكه مردم ميانهحال و پيشهوران ، نيز به فراخور وضع مالى خود در امور خير شركت مىجستند . چنانكه در مجاورت سردر مقبرهء مجلسى ، سقاخانهاى واقع است كه بر سنگاب آن به خط نستعليق كتيبهء زير حجارى شده است : « قربة الى اللّه ، وقف نمود اين برنج را آقا ذو الفقار ولد آقا نصير ، هركس از اين مكان تغيير دهد ، به لعنت خدا گرفتار شود . تحريرا جمادى الثانى سنهء 1093 . » همچنين از دورهء شاه صفى ، كتيبهء يك سنگاب قديمى در دست است كه قسمتى از آن در اثر شكستگى لا يقرء است . اينك بيتى از قسمت فارسى آن نقل مىكنيم .
كرد وقف شما مظلومان حسين ابن على * هركه نوشد آب ، گويد لعن بر ابن زياد
و نمونهء ديگر از كارهاى خوب هنرى كه به وسيلهء مردم عادى انجام گرفته شده است ، وقف درى است بر مسجد كبير به اين عبارت « وقف كرد اين در را قربة الى اللّه مولينا محمد مطلق بر مسجد كبير . »
ديگر از الواح فارسى كه از حسننيت و هنرمندى پيشهوران حكايت مىكند ، اين لوح فارسى است : « موفق شد استاد محمود بن صدر الدين نجار نطنزى ، و اين در را كه از مال و به عمل خود ترتيب نموده ، وقف نمود بر مسجد جامع اصفهان قربة الى اللّه . » « 2 »
در تعمير بناهاى تاريخى نيز بهنام پيشهوران برمىخوريم : « توفيق يافت عزت آثارى آقا زمان بن آقا جمال ميوهفروش در تعمير گنبد عارف سبحانى بابا قاسم اصفهانى فى شهر رجب المرجب سنه 1044 . كتيبهء محمد رضا الامامى . » « 3 »
در وقفنامه مسجد ميدان « مير عماد » در كاشان به تاريخ 23 رجب 877 قمرى مىبينيم كه واقف ، مسجد و حمامى براى استفادهء عموم مىسازد و بعد تأكيد مىكند كه كليهء عوايد حاصله از كرايهء دكاكين كه حدود و مشخصات آنها دقيقا و به تفصيل در وقفنامه ذكر شده است به مصرف تحصيل طلاب ، خطباء ائمه و حفاظ و غيره برسد . واقف از متولى و ناظر مىخواهد كه با دلسوزى و علاقهء فراوان عوايد حاصله را به مصارفى كه معين كرده است ، برسانند . و مخصوصا تأكيد مىكند كه فقط طلاب واقعى و عاشقان علم از عوايد بهرهمند شوند « . . . شرط فرمود كه مدرس هرشش ماه طلبه را امتحان كند و عزل و نصب طلبه ، موقوف به رأى شريف مدرس باشد . . . » « 4 »
در كارنامهء منظوم اوقاف اثر تاج الدين نسايى ( مربوط به نيمهء دوم قرن هفتم هجرى ) به
هامش
( 1 ) . عبد الوهاب طراز ، فرهنگ ايرانزمين ، به اهتمام ايرج افشار ، ج 10 ، ص 30 .
( 2 ) . گنجينهء آثار تاريخى اصفهان ، پيشين ، ص 163 .
( 3 ) . همان ، ص 311 .
( 4 ) . فرهنگ ايرانزمين ، پيشين ، ج 5 ، ص 27 ( به اختصار ) .