تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
چهار حبه از جمله سى و شش جبه عصارخانه واقعه در جنب چهارسوق جنب بلده مزبوره بر مسجد جامع بلده كه اجارهء آن صرف روشنايى مسجد شود . » « 1 » اين قبيل كتيبه‌ها نشان مىدهد كه نه‌تنها طبقهء اشراف ، بلكه پيشه‌وران و طبقات ميان حال نيز دست به كارهاى خير مىزدند . رشيد الدين در يكى از نامه‌هاى خود خطاب به عمال حكومت و مردم سيواس مىگويد : « به او خبر رسيده است كه عوايد اوقاف ( دار السياده ) سيواس به مصرف خاص خود نمىرسد و موقوفات رو به ويرانى نهاده است . و اين كار را به ظلم متوليان و مصديان امور اوقاف نسبت مىدهد و مىگويد به جاى ايشان اشخاص معتبرى را بايد به كار گماشت . . . اگر نقصان عوايد اوقاف به سبب خرابى دهات است ، عوايد ديوانى بايد صرف آبادانى آنها شود اما اگر نقصان عوايد اوقاف به علت صدور حواله‌ها و ماليات زايد از طرف ديوان است ، موقوفات را بايد از پرداخت اين حواله‌ها و ماليات‌ها معاف دارند . » « 2 »

وقف املاك در كرمان

در مقدمهء تاريخ كرمان مىخوانيم : « مردم براى اين‌كه لااقل حكام به املاك طلق آنان دست نيازند ، تدبيرى تازه انديشيدند و بيشتر املاك خود را وقف نمودند . بدين‌ترتيب كه شايد به پشتيبانى خاندان رسالت و عنوان وقف متسلطين جرأت تصرف آن املاك را نكنند . اين است كه بسيارى از املاك حدود كرمان وقف مانده است . مخصوصا حدود سيرجان كه به قول يكى از روحانيان آن حدود كه هروقت قباله‌اى براى امضا نزد او مىبردند ، مىگفت پنج دانگ و نيم ملك سيرجان وقف است و در نيم دانگ آن هم شك دارم ، و از امضاى قباله خوددارى مىكرد . گو اينكه اين تدبير نيز گاهى كارگر نبود و حتى املاك وقف هم از چنگ متسلطين محفوظ نماند . از زمان حاضر كه ثبت املاك كمكى به باطل شدن املاك وقف كرد ، و يا دورهء نادر كه گفت از دعاى موقوفه‌خواران كارى ساخته نيست و املاك را ضبط كرد ، مىگذريم . در ازمنهء تاريخى سابق هم اين كار بىسابقه نيست . » قوام الدين ابو بكر ملك زوزن كه حدود سال 609 به كرمان آمده است ، بعد از همهء خودكاميها ، يك روز گفت همهء وقفنامه‌ها را پيش او برند ، سپس گفت به تحقيق معلوم شد كه از دعاى روحانيان و موقوفه‌خواران كارى پيش نمىرود و فرمان داد كه مجموع وقفنامه‌ها را در آب شستند و آنگاه تمام رقابت آن موقوفات را در حوزهء ديوان گرفت و جزء املاك خالصه كرد « 3 » . « من شنيده بودم كه قرنى پيش در پاريز آجر داغ مىكردند ، در پشت مالكين دهات مىنهادند تا قبالهء فروش ملك خود را به ثمن بخس مهر و تسجيل كنند . آيا خود اين مطلب يعنى موقوفه كردن املاك در كرمان ، خود بلايى ديگر براى خرابى ملك است ؟ معمولا بعد از وقف ، شخصى كه عنوان اكبر يا ارشد دارد ، متولى مىشود . اين شخص مطمئن است كه اين ملك جز چند سالى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 876 . ( 2 ) . مكاتبات رشيدى ، پيشين ، ص 156 . ( 3 ) . تاريخ كرمان ، پيشين ، مقدمه ص 400 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 852 | مرتضى راوندى