تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
رسيد به سال 421 ه . قاضى صاعد صدر و رئيس خاندان ميكائيليان از اختلافى كه بين طرفداران محمود ، و هواخواهان مسعود وجود داشت استفاده كرده و خطاب به امير گفت : « ملك داند كه خاندان ميكائيليان خاندانى قديم است . . . و من كه صاعدم . . . از خاندان ميكائيليان برآمدم و حق ايشان در گردن من لازم است » سپس از مظالم و تجاوزات حسنك وزير و ديگران به اين خاندان قديمى سخن گفت و تقاضا كرد كه امير ، اوقاف آباء و اجدادى اين خاندان را به صاحبان اصلى بازگرداند تا عوايد آن به كسانى كه استحقاق دارند برسد ، سلطان مسعود به مختار بوسعد فرمان داد كه « اوقاف را كه از آن ميكائيليان است به جمله از دست متغلبان بيرون كند و به معتمدى سپارد تا انديشهء آن بدارد و ارتفاعات آن را حاصل كند و به سبل و طرق آن رساند . . . » « 1 » در منشورى كه در دورهء خوارزمشاهيان به نام اقضى القضات سيف الدوله صادر شده ، به وى تأكيد شده است ، در ضمن انجام خدمت قضا و دادرسى ، به كار اوقاف مدارس و مساجد نيز نظارت و مراقبت نمايد . « توليت اوقاف . . . و مساجد و مدارس كه پيش از اين در اهتمام قضات ماضى بوده است . . . و به شهرت از تفصيل استغنا دارد ، يكبارگى به گماشتگان او بازگذاشتيم . . . و همگى مصالح آن خيرات و توليت و تصرف آن اوقاف به ديانت شامل و صيانت كامل او تفويض كرديم . . . در مراقبت حدود الهى خايف و مستبصر باشد و نفس اماره را به اهوال روز قيامت كه منزل ندامت است منذر و مشعر گرداند . . . در استيناس مدارس كه منبع علم و فتوى و مجمع ائمهء هدى باشد مبالغت نمايد و ابواب افادت با مستفيدان گشاده و طريق عطلت بسته دارد . . . و در احترام علما و اكرام فقها . . . برقرار معهود به غايت مجهود برسد . . . و عمارت مساجد . . . بر خود فرضى لازم و قرضى متوجه شمرد . . . و به هرموضع نايبى با راى صائب و عاملى با كفايت كامل . . . وكيل به مصالح زراعت كفيل نصب كند تا در عمارت و آبادانى و زراعت و دهقانى آن موضع . . . طلب غبطت واجب دارند و محصولات و ارتفاعات را از دست مستأكله و تصرف مستهلكه محفوظ و مصون گردانند . . . » « 2 »

انتصاب سمعانى به تدريس نظاميهء مرو و توليت اوقاف آن

قاضى ابو سعيد عبد الكريم سمعانى ، فقيه شافعى و از علماى نامدار خراسان بود . سلطان سنجر به موجب منشور زير ، وى را به رياست اصحاب شافعى و تدريس نظاميهء مرو و توليت اوقاف آن برگزيد در اين فرمان پس از مقدمه‌اى طولانى ، چنين آمده است : « . . . بعد از تأمل و تفرس . . . رياست طبقات اصحاب امام مطلبى شافعى . . . و تدريس و تزكيهء مدارس ، خصوصا مدرسهء نظاميه كه بدان منصوب است ، در شهر و مضافات آن تاج الاسلام را ادام اللّه تأييده فرموديم . . . سبيل كافهء اعيان و معتبران و مشاهير شهر مرو و نواحى آن از امراء و علماء و مشايخ ترك و تازيك آنست كه فرمان را به سمع و طاعت انقياد و متابعت تلقى كنند و از همه جوانب اين اعمال و مهمات تاج الاسلام را مسلم دارند و طريق مداخلت و منازعت بسته گردانند
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، فياض ، ص 43 به بعد . ( 2 ) . التوسل الى الترسل ، پيشين ، ص 52 به بعد .