معلوم مىگردد كه چنان نشان به ازاء شجاعت به او مرحمت شده است . . . »
سپس مىنويسد نشان دولت عليه بر دو قسم است : قسمتى متعلق به شمشيربندان است و شجاعان و قسمت ثانوى متعلق به ايلچيان و سفراى ممالك خارجى و ارباب قلم و اعاظم و اشراف و ارباب عمايم كه خدمات آنها منظور نظر آفتاب آثار ، افتد و آنها را سزاوار التفات داند .
جالب توجه است كه در اين آييننامه ، براى كسانى كه به فعاليت اقتصادى يا عمران و آبادانى يك منطقه دست زدهاند ، نيز نشانى به علامت قدردانى در نظر گرفتهاند .
« به كسانى كه مصالحه بين الدولتين ببندند و صلح و صفا در ميانهء دو ملك بدهند و متوجه مسافرين بشوند و محافظت راهها نمايند و در مقام امنيت بلاد و رفاهيت عباد برآيند ، دزدان را تنبيه و طوايف راهزنان و طاغيان را مطيع سلطان سازند ، نيز نشان ياقوت و لعل مرحمت بفرمايند .
. . . به كسانى كه مثل آب قروين در هريك از بلاد آبى بيرون آرند ، و شهرى را آباد كنند و بندى ببندند ، و جميع خلق را از سلطان آسوده و خشنود و مطمئن خاطر سازند ، و جمع ولايتى را خوب و درست ببندند و از روى مروت و انصاف برآورد نمايند ، به اين اشخاص هم نشان ياقوت و لعل بايد مرحمت شود .
. . . كسانى كه در ابتياع ماهوت و ملبوس سرباز سعى كنند و به ارزانى تحصيل نمايند . . . و در صدد انتشار صنايع باشند و در مقام تربيت ارباب هنر برآيند ، مانند ماهوت و اسباب ، چلنگرى و آهن آبكنى ، و پارچه و اقمشه فرنگسازى ، و انتشار جميع علوم و هنر و ساير كارها و صنعتها از قبيل معادن جستن و شكر كاشتن و نيل ساختن و قنادى و مانند آن چيزها بياورند ؛ نشان لعل و ياقوت به او اعطا و مرحمت خواهند فرمود . » « 1 »
در فصول و مقالات بعد ، به تفصيل شرايط اعطاى نشان به حكام و استانداران داخلى و مأموران و ايلچيان كشورهاى خارجى ذكر شده است .
قدرت نظامى ايران در سال 1273 :
در نامهاى كه در تاريخ نهم جمادى الاولى 1273 به فرخ خان نوشته شده است ، دربارهء نيروى جنگى ايران در سرحدات چنين آمده است : « . . . در هرات بيست و هفت هزار نفر پياده و سواره حاضر و موجود داريم .
علاوه بر پول و خلعت تداركى كه حسين خان شاهسون به هرات برد و تفصيل آن را به شما نوشتم ، همين روزها هم پنجاه هزار تومان به ترك بيست نفر غلام ، حسب الامر روانهء هرات كرده به ايشان حكم شد هفت هشت هزار نفر در هرات ساخلو گذاشته ، تتمه را به اقبال بىزوال همايون روحنا فداه به سمت قندهار حركت بدهند ، و البته غير از سواره و پيادهء مزبور ، چريك و سوارهء ديگر هم مىتوانند تدارك ديده با خود ببرند كه به فضل اللّه تعالى يك اردوى با معنى و
هامش
( 1 ) . مجلهء بررسيهاى تاريخى ، سال 6 ، ش 3 ، ص 187 به بعد .