تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 836

مساهمون:

ص٨٣٦
باشد كدخدايش نامند و اگر در شهرى باشد ، حاكمش خوانند و اگر در مملكتى باشد پادشاه و سلطانش گويند . و از براى امر سلطنت و انتظام امور ملك و مملكت ، قرار مراتب و مقامات لازم است ، كه خادم از خائن و خدمتگار از غير خدمتگار امتياز يابد . به سبب اين‌كه اگر خادم از خائن در مقام يكى باشند و فرقى ميان مراتب و خدمت نگذارند ، امر ملك انتظام نيابد و هيچ‌كس اقبال به خدمت نكند ، پس لا محاله ، خائن را قهر و سياست لازم است و خادم را مهر و التفات لا بد است . . . اين تفوق و تفاوت را با سه چيز معلوم كرده‌اند ، اول در لقب و منصب ، دوم در مرسوم و مواجب ، سيم در اعطاى نشان و علامات كه هركس بيند بداند كه صاحب نشان در خدمت پيش است و در مرسوم بيش . و لقب و منصب هرجا مذكور و مرقوم شود ، تقديم صاحب آن معلوم گردد . پس براى هردولت نشانى ترتيب داده‌اند ، و دولت عليهء ايران را هم نشان شير و خورشيد متداول بوده است كه قريب سه هزار سال بل متجاوز از عهد زرتشت اين علامت نو . . . اين قاعدهء قديم ، قرنها در اين دولت متداول مىبود تا دولت اسلام . . . [ پس از اسلام ] نشان شير و خورشيد را تغيير ندادند . هركدام از نوكران دولت و چاكران حضرت كه خدمت نمايان مىكرده ، و به اعطاى شير و خورشيد سرافراز مىشدند تا خدمت او بر خلق معلوم شود ، و ديگران نيز شوق خدمت حاصل كنند . . . ولى در سنوات اخير تا اواخر عهد خاقان مغفور اعطاى نشان به اسباب ديگر منوط گشت . بناء على هذا راى جهان‌آراى شاهنشاه عالم‌پناه ايد اللّه تعالى دولته . . . بر اين قرار گرفت كه اين قاعده تجديد و تحديد يابد و قانونى در اين خصوص مرقوم شود . » سپس مراتب و درجات نشانها يكى بعد از ديگرى ذكر مىشود كه خلاصهء آنها اين است : قسم اول نشانهاى اهالى شمشيربندان اعم از نظام و بدون نظام : مرتبه اول نشان نويان اعظم است ، مرتبهء دوم نشان امير تومان است ، مرتبهء سيم نشان سرتيپى ، مرتبهء چهارم نشان سرهنگى ، مرتبهء پنجم نشان ياورى ، مرتبهء ششم نشان سلطانى ، مرتبهء هفتم نشان نايبى ، مرتبهء هشتم نشان وكيلى و سرجوخه و تابين اهل نظام و غيره . و همچنين از لوازم نشان دولت عليه حمايل است كه آن نيز بر پنج قسم است : اولى حمايل آبى است مخصوص شاه ، دوم حمايل سبز كه تعلق به نويان اعظم دارد ، سيم حمايل قرمز است كه در اطراف آن حاشيهء سبز داشته باشد ، متعلق به امير تومان است . سپس مختصات هريك از علامات و نشانها و درجه‌بندى آنها را يادآور مىشود و مخصوصا ذكر مىكند كه براى كسب فلان نشان چه خدمتى بايد انجام بدهند « . . . اين معنى به خاطر كسى نبايد خطور كند ، كه سادگى اين‌گونه نشان مورث قلت احترام آن خواهد گشت . . . پس از اين ، مادامى كه اهالى شمشيربندان جوهر ذاتى خويش در ميدان جدال و معارك خطرناك ظاهر نسازند ، نشان شجاعت به آنها اعطا نشود . . . مثلا فلان سردار يا تابين در فلان روز بيدقى از دست بيدقدار دشمن گرفت يا در فلان روز هنگام گرفتن فلان شهر و سنگر ، اول كسى كه داخل سنگر مزبور گشت ، فلان شخص بود . . . به محض اين‌كه سركرده‌اى را برو دوش به زينت نشان شجاعت مزين گشت ،