سپاهى را در زمان امير به دست مىدهيم . شيل عدهء قشون ايران را در ژانويهء 1849 ( صفر 1265 ) يعنى در آخر ششماههء اول حكومت امير بالغ بر 726 ، 92 نفر ثبت كرده است . آمارى كه يك ماه و نيم پس از عزل امير ( كه هنوز زنده بود ) مىدهد جمع لشكر را 248 ، 137 نفر و بودجهء نظام را 000 ، 680 ، 1 تومان معادل 758 ، 735 ليرهء انگليسى آورده و تأكيد مىكند كه آن را از منبع درستى تحصيل كرده است . ارقام مهم آن را نقل مىكنيم :
پيادهنظام 570 ، 94
سوارهنظام ، 23419
توپخانه 075 ، 6
توپخانهء جمازهسوار 274
تفنگچى 927 ، 9
گارد عمومى 733 ، 2
توضيح مىدهد كه توپخانهء ايران داراى يك هزار توپ است با كاليبر مختلف كه وزن گلولههاى آن از سه « پوند » تا 24 « پوند » تقريبا از 5 / 1 كيلو تا 12 كيلو است . مىگويند توپخانهء ايران مثل هميشه فعال و نيرومند مىباشد .
جهانگرد كنجكاو انگليسى « بىنينگ » كه در 1267 به ايران آمده ، با امير ملاقات كرده ، اطلاع دقيقى از سازمان نظام جديد و مواجب سپاهى داده است . مطالب عمدهء آن را نقل مىكنيم :
« سپاه ايران تشكيل مىشود ( از پنجاه هنگ پيادهنظام ) دوازده فوج سوارهنظام ، دو هزار نفر توپچى و دويست نفر زنبوركچى . هرفوج پياده شامل هزار نفر است كه هشتصد نفر آن سرباز ، 159 نفر صاحبمنصب و 41 نفر باقيمانده مأموران رابط با دستههاى ديگر مىباشند . هرهنگ به ده دسته تقسيم مىگردد ، در رأس هردسته يك سلطان قرار دارد و مواجبش 70 تومان است .
زيردست او دو نايب است كه هركدام 30 تا 40 تومان مىگيرند و دو پيك كه در پشت سر فوج حركت مىكنند . مواجب هركدام 20 تومان است و چهار وكيل با مواجب 10 تا 12 تومان و چهار سرجوخه كه هركدام 10 تومان دارند حقوق هرسرباز هفت تومان است و جيرهاش روزانه نيم من تبريز نان است . هرفوج تحت رياست سرتيپى است كه حقوقش هزار تومان است هر هنگ تحت رياست فرماندهى سرهنگى قرار دارد كه 500 تومان مىگيرد و زيردست او دو ياور هستند كه حقوقشان از قرار 150 الى 200 تومان مىباشد . سوارنظام بر دو قسمت است : « غلام ركاب » شامل گارد شاه و وليعهد و « غلام سوار » كه سوارنظام عادى است ، غلام ركابان مانند گارد سلطنتى لويى يازدهم هستند ، عدهء آنها 400 نفر است و هريك 60 تومان مواجب دارد به اضافهء يك نوكر و سه اسب .
جيرهء روزانهء هرغلام ركاب 5 / 1 من نان و 5 / 4 من جو و عليق است ، رياست هرده تن غلام ركاب با يك « دهباشى » است . و هرصد تن تحت فرمان يك يوزباشى قرار دارند ، مواجب
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 827
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٨٢٧