يوزباشى پانصد تومان است ، هرفوج سوارنظام شامل هزار غلام سوار و تحت فرماندهى سركردهاى است كه حقوقش هزار تومان است ، يعنى مقام او معادل سرتيپ پيادهنظام مىباشد ، پنجاه غلام سوار ، واحدى را تشكيل مىدهند كه تحت ادارهء يك سلطان قرار دارد و حقوقش پنجاه تومان است ، زيردست هرسلطان دوتا نايبند با مواجب سى تومان و دو وكيل و دو سرجوخه كه هركدام پانزده تومان حقوق مىگيرند . مواجب هرغلام سور از ده تا پانزده تومان و جيرهاش روزى نيم من نان و 5 / 1 من جو و 3 من كاه است .
امور مالى هرفوج به دست مأمورى از دستگاه استيفاى نظام سپرده شده كه عنوان « مشرف » را دارد . و زيردست او چهار منشى كار مىكنند . حقوق مشرف پنجاه تومان و مواجب منشيان سى تا چهل تومان مقرر است . كاركنان امور مباشرت هردسته ، از هشت تا ده تومان مواجب دارند . » « 1 »
نيروى دريايى
پس از نادر نخستين كسى كه به فكر ايجاد نيروى دريايى و بحريهء جنگى افتاد ، ميرزا بزرگ قايممقام بود كه با سرگور ازلى سفير انگلستان صحبت كرده ، مقدمات اين كار فراهم شد . ولى شدت جنگهاى ايران و روس و شكست ايران و محدوديتى كه از انعقاد پيمان گلستان بر حق حاكميت ايران وارد آمد ، آن نقشه را بر باد داد . پس از او امير به اين خيال افتاد و با شيل وارد مذاكره شد كه كشتيها را از انگلستان خريدارى كنند و از ملوانان و مهندسان آن كشور استمداد جويد . شيل ظاهرا با نظر موافق نيت امير را به پالمرستون اعلام كرد . و گفت نيروى دريايى كوچك ايران براى تأمين امنيت خليج و پيكار با دزدان دريايى و شركت در كشتيرانى در شط العرب براى انگلستان خطر و ضررى ندارد . تنها امكان دارد ايران در مقام لشكركشى به بحرين برآيد و اين اقدام هم با اعتراض انگلستان عملى نخواهد شد . از طرف ديگر شيل كه از اوضاع اجتماعى و سياسى ايران آگاه بود ، گفت اين خطرات احتمالى با مرگ يا عزل امير منتفى خواهد شد . با اين حال پالمرستون ظاهرا پس از مشورت با كمپانى هند شرقى چنين پاسخ داد :
« به شما دستور مىدهم كه به اطلاع امير نظام برسانيد كه دولت انگلستان نمىتواند با پيشنهاد وى راجع به تحصيل كشتيهاى مذكور موافقت نمايد . » « 2 »
« نيت اساسى امير اين بود كه نه تنها با دزدى و قاچاق مبارزه كند ، بلكه مىخواست به قدرت شيوخ عرب و از جمله شيخ مسقط كه بندرعباس در اجارهء او بود پايان دهد و نفوذ اقتصادى و سياسى ايران را در بنادر جنوب تثبيت و تأمين نمايد . درآمد مالى بندر عباس سالى 25 هزار تومان بود . در حالى كه بابت اجارهء آن فقط سالى چهار هزار تومان به خزانه ايران مىرسيد .
سرانجام امير ، فيروزميرزا حكمران فارس را مأمور بيرون راندن حاكم آنجا نمود و مالياتهاى
هامش
( 1 ) . امير كبير و ايران ، پيشين ، ص 294 به بعد .
( 2 ) . همان ، ص 297 .