پسافتاده را گرفت و به ژان داود خان كه مأمور استخدام معلم براى دار الفنون از اطريش بود ، دستور داد چند فروند كشتى با خصوصياتى كه ذكر كرده است خريدارى كند . و با دولت امريكا نيز پيمان كشتيرانى و بازرگانى بست . ولى با مرگ امير و روى كار آمدن جانشين خيانت پيشهاش ، كليهء آن اقدامات استقلالبخش و سودمند ، راه فراموشى سپرد . » « 1 »
ارتش :
با اينكه امير در دوران قدرت خود دستور داده بود كه حقوق افسران و سربازان و جيرهء آنان را به موقع بپردازند ، بهطورى كه از نامهء مورخهء او در ذيحجهء 1267 به اسكندر خان سردار حاكم كرمانشاهان برمىآيد ، گاه سربازان از حدود خود تجاوز مىكردند و به طبقات محروم ستم روا مىداشتند . « از قرارى كه مذكور شد ، سرباز كه در قصر شيرين براى حفظ و قراولى آن راه گماشتهاند ، عوض صيانت و حراست ، اذيت و اهانت مىكنند و به زوار و مترددين آزار مىرسانند و پول مىگيرند ، اگر هم بگويم خبر ندارند چگونه مىشود كه من در اينجا بشنوم و شما در آنجا خبر نداشته باشيد آن تغافل و تجاهل شما از چه رهگذر است ؟ البته بفرستيد صاحبمنصب آنها را كه در آنجا گذاشتهاند بياورند تنبيه معقولى بكنيد و التزام بگيريد كه بعد از آن مزاحم مردم نشود ، و اينطور رفتار و حركات را ترك نمايند . مقصود از گذاشتن آنها ايمنى راه است نه اغتشاش ، البته در آن باب بسيار دقت و مراقبت نماييد . » كسانى كه از دستورهاى امير سرپيچى مىكردند ، به تناسب گناه كيفر مىديدند .
اعتضاد السلطنه مىنويسد : « وضع لشكر در اصفهان چنان منظم بود كه در كنار راهها زراعت مردم سالم مانده ، يك هندوانه از جاليز كسى يك نفر سپاهى نتوانست ببرد . »
وزيرمختار انگليس نيز از سفر ناصر الدين شاه به قم در 1266 اظهار شگفتى مىكند : « تفاوت بسيارى است ميان اين مسافرت با سفرهاى عهد محمد شاه و بلكه همهء شاهان ايران ، جلو اجحافات سپاهيان گرفته شده كه هيچ آزارى به روستاييان نرسيد و كسى نتوانست از آنان پول و پلهاى تلكه كند . » « 2 »
پس از امير كبير چنان كه انتظار مىرفت ، نظم و نسقى كه او برقرار كرده بود رو به فراموشى رفت زيرا كه شاه و ديگر زمامداران با هرگونه اصلاحات عميق و ريشهدار اجتماعى مخالف بودند .
وضع سپاهيان در عهد ناصر الدين شاه :
در رساله مجديه به وضع دلخراش سربازان در عهد ناصرى اشاره شده است . « ظلم و ستم رجال دولت عليه ، تنها به رعيت ايران نيست ؛ طبقهء سپاهى ايران را از جميع مخلوق عالم مظلومتر مىبينم ، قشون ساير دول در دعواى مقابل دشمن بيم جان دارند قشون ايران از روزى كه به نوكرى مجبور مىشوند بيم نان ، و هميشه دچار گرسنگى و عريانى است و در مقابل اين دو خصم جانكاه ، چون راه خلاص خود را بسته مىداند ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 298 .
( 2 ) . همان ، ص 15 - 314 .