تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
بچهء بىصاحبى را مىديدند ، مىبردند . . . غروب كه مىشد هيچ بچه و زنى جرأت بيرون شدن از خانه نداشت ، ساير الواط هم به اسم آنها فرصت را غنيمت شمرده ، مرتكب پاره‌اى شرارتها مىشدند . . . » واتسون ضمن بحث در فساد اخلاق اجتماعى مىگويد : « حمامهاى عمومى صحنهء هرزگيهاى آشكار بود . . . شهرهاى ديگر را نيز به همان مأخذ بايد قياس كرد ، خاصه در اصفهان اهالى از دست « اشرار و الواط » به جان آمده بودند . در دورهء امير به طور محسوس از آن تبه‌كاريها كاسته شد . « گزارش وزيرمختار انگليس نيز مؤيد اين معنى است . . . » رويهء عادلانه و درستى كه برقرار گشته ، اگر خوى سپاهى را تغيير نداده باشد ، دست‌كم در رفتارشان مؤثر افتاده است . پيش از اين هرروز ميان سربازان و مردم منازعه و دادوبيداد برپا مىشد و به خونريزى مىكشيد . . . اما حالا نظم صحيحى وجود دارد . . . » « 1 »

ارتش جديد در عهد امير كبير

چنان‌كه گفتيم « بنيان‌گذار نظام جديد ايران عباس ميرزا وليعهد و ميرزا بزرگ قايم‌مقام بودند و انگيزهء آنان آماده ساختن ايران بود در دفاع و و مقابله با تجاوزهاى نظامى روسيه كه از آغاز سدهء گذشته دامنهء آن همچنان گسترش مىيافت . كشورهايى كه در اين كار به يارى ايران آمدند ، فرانسه و انگلستان بودند و محرك آنان عنصر سياست بود . ناپلئون در انديشهء لشكركشى به هندوستان ، هيئت نظامى هفتاد نفرى تحت رياست ژنرال « گاردان » به ايران فرستاد ( 1222 ) و هستهء مركزى نظام جديد ايران به دست صاحب‌منصبان كاردان فرانسوى به‌وجود آمد . تحول وضع سياسى اروپا ، فرانسويان را از ايران برد و انگليسيان را جانشين آنان ساخت . حكومت هند كه از پيشرفتهاى ناپلئون هراس در دلش افتاده بود ، از يك‌سو به تأسيس نظام جديد بومى هند دست زد كه پيش از آن وجود نداشت ، و از سوى ديگر به تقويت نظامى ايران شتافت . از 1224 به بعد چند هيأت نظامى انگليسى به ايران آمدند . « غير از اسلحهء جديد » كه نخست از فرانسه و بعدا از هند به ايران مىرسيد ، كارخانهء توپ‌ريزى و تفنگ‌سازى در آذربايجان برپا شد . فنون جنگى و انضباط نظامى غربى نيز در ايران راه يافت ، در لباس سربازى تغييراتى داده شد . قشون آذربايجان شامل پياده ، سوار و توپخانه به 50640 نفر مىرسيد . صنف توپخانه پيشرفت كرد و در جنگ با روسيه پيروزى يافت . در نبرد با عثمانيان ، لشكر چند هزار نفرى عباس ميرزا سپاه چهل هزار نفرى تركان را تارومار ساخت . پاسكويچ و ديگر ناظران بىغرض خارجى ، جملگى سرباز ايرانى را فعال ، توانا و قانع شمرده‌اند . حتى شيل مىنويسد : « سرباز ايرانى با شكم نيمه‌سير ، تن نيمه‌برهنه و مواجبى سخت ناچيز ، روزى لااقل 24 ميل راه‌پيمايى مىكند . در سرما و گرما شكيباست . توپچيان ، هم جنگ تعرضى مىكنند و هم از پياده‌نظام دفاع
هامش
( 1 ) . فريدون آدميت ، امير كبير و ايران ، پيشين ، ص 316 به بعد .