در اين گزارش نوشته شده كه به طور كلى وضع لباس و مواجب سربازان مرتب نيست ، انضباط به معنى حقيقى وجود ندارد ، ادارهكنندگان ارتش چنانكه بايد به مسايل نظامى آشنايى ندارند ، تجهيزات كافى و وسايل كار براى ارتشيان تأمين نگرديده است . » « 1 »
نظام جديد لشكر
« با اينكه در عهد شاه عباس بزرگ ( 1038 - 996 ه ) به توسط برادران شرلى انگليسى سپاهيان ايران در اندكزمانى به نظام جديد لشكرى اروپا تا حدى آشنا شده بودند و پادشاه مزبور در جنگ با تركمان عثمانى از اين اصول تازهء لشكرآرايى و جنگآزمايى فوايد بسيار نيكو برد ، لكن طولى نكشيد كه به علت انحطاط دولت صفوى و حوادث ديگر ، تعقيب سيرهء پسنديدهء شاه عباس در اين راه متروك ماند و باز اوضاع سپاه ايران به همان اصول بومى قديم برگشت ، و اين حال تا ايام جنگهاى اول ايران و روس ( 1218 - 1228 ) دوام داشت . » « 2 »
پس از جنگهاى روس و ايران و شكستهايى كه از اين رهگذر نصيب ايران گرديد ، عباس ميرزا نايب السلطنه و وزير باتدبير او قايم مقام اول ، به خوبى دريافتند كه سرشكست سپاه ايران ، بدى وضع آرايش لشكر و فقدان نظم و انضباط و نداشتن توپخانه و سلاحهاى جديد است . ولى درك اين حقيقت براى عموم در محيط منحط آنروز ايران كار آسانى نبود بهطورى كه موريه مىگويد ؛ عباس ميرزا براى آنكه با كهنهپرستى مبارزه كند ، ناچار گرديد قبل از همه ، خود لباس جديد نظام را دربر كند و پيش يك نفر روسى به آموختن فنون نظامى مشغول شود . بعدا اين شاهزادهء روشنبين با بيست - سى نفر سرباز در حياطى به فراگرفتن نظام و فنون جديد مشغول شد تا با اين اقدام به عموم لشكريان بفهماند كه يگانه راه نجات ارتش ايران از زوال و انحطاط ، فراگرفتن نظام و فنون جديد است . به اين ترتيب براى اولينبار در ايران مشقهاى دستهجمعى و حركت جبههاى و عقبگرد ، با فرمان و نواختن طبل كمابيش معمول گرديد . پس از عقد قرارداد بين دولت ايران و ناپلئون در سال 1807 ، به موجب مادهء ششم و هفتم مقرر گرديد كه پيادهنظام و توپخانه و استحكامات ايران بر طبق اصول اروپايى پىريزى و انتظام يابد و دولت فرانسه توپهاى صحرايى و تفنگها و سرنيزههايى را كه اعليحضرت پادشاه ايران لازم دارد ، براى او تدارك نمايد . و نيز دولت فرانسه متعهد گرديد كه هراندازه افسر توپخانه و مهندس و پيادهنظام براى تحكيم قلاع و تنظيم توپخانه و پيادهنظام ايران لازم باشد ، در اختيار دولت ايران قرار دهد .
ناپلئون پس از عقد اين قرارداد ، به قصد حمله به روسيه و هموار كردن راه حمله به هندوستان ، ژنرال گاردان ، آجودان مخصوص خود را با هفتاد افسر ديگر روانهء ايران كرد ، و آنان پس از رسيدن به خاك ايران با شور و شوق فراوان به برداشتن نقشههاى نظامى و تعليم و تربيت سربازان و ساختن توپخانه همت گماشتند . ولى چنان كه اشاره كرديم دوران كار و كوشش آنان در اثر
هامش
( 1 ) . همان ، ص 128 به بعد .
( 2 ) . عباس اقبال ، امير كبير ، ص 198 به بعد .