تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
هميشه زمستان را به خانه‌هاى خود مىروند . پادشاه هميشه فوجى از سواران با خود دارد كه ايشان را غلامان شاهى گويند . اين فوج اكنون از سه يا چهار هزار زياد نمىشود ، و از لحاظ اسلحه و مواجب بر ديگران برترى دارند . و چون نام غلام شاهى بر خود نهاده‌اند ، به هرشهر و ديارى روى آورند از ظلم و ستم خوددارى نمىكنند . . . اسلحهء ايشان عبارت است از تفنگهاى فتيله‌اى و خنجرى و شمشيرى ، و فقط از سركردهء خود اطاعت مىكنند . لشكر آقا محمد خان منحصر بود به سواره و پيادهء بىنظام و چند قطعه توپهاى سنگين و قدرى زنبورك . « فتحعلى شاه به قصد مقابله با روسها افواجى از پياده‌نظام مرتب نمود ، با توپخانه كه بالفعل عددشان به بيست هزار نفر مىرسد كه بعضى از آن‌ها را صاحب‌منصبان انگليسى تربيت كرده‌اند . و از ساير افواج مملكت ممتازند ، پياده‌نظام ايران دو قسمند : عده‌اى را سرباز و جمعى را جانباز مىخوانند و عباس ميرزا در تعليم و تربيت آنها مىكوشد . هرفوجى هزار نفر است و مركب است از مردم قبايل و بلوكات مختلف آذربايجان و دو فوج از افشار ، دو فوج از ايل قشقايى و دو فوج مرندى و نيز از ساير شهرها و ايلات يك فوج گرفته‌اند . همچنين سوارنظام و توپچيان نيز از ايلات و شهرهاى مختلف گردآورى شده‌اند و زير نظر صاحب‌منصبان فرانسوى و شخص عباس ميرزا اداره مىشوند . صاحب‌منصبان تربيت‌يافته ساليانه از چهل تا پانصد تومان مواجب دارند ، و سرباز ده تومان به غير از سيورسات از خزانه مىگيرد . افواج جانباز به خود پادشاه متعلقند و عدد آنها از هشت يا نه هزار نفر تجاوز نمىكند و از لحاظ تعليم و تربيت به پاى افواج عباس ميرزا نمىرسند . » « 1 »

مبارزه مردم با متجاوزين

« عباس ميرزا در خوى بود ، قشون روس از رود ارس گذشت و به آذربايجان سرازير شد ، اين خبر به وى رسيد ، پيش پاسكويچ فرماندهء كل قواى مهاجم كس فرستاد ، پاسكويچ به فرستاده وقعى ننهاد ستون به قدم راه تبريز پيش گرفت و روز جمعه سوم ربيع الثانى 1243 هجرى قمرى به فرماندهى ژنرال ارستوف وارد آن شهر گرديد . مدتى بر اين برآمد ، پاسكويچ استقرار يافت چند تن از سرشناسان را به وعده و وعيد راضى ساخت ، اما اصناف و مردم كوچه و بازار كه ثباتى در معتقدات خود داشتند تن به تسلط بيگانه ندادند ، و گردن به فرمان آنها ننهادند و دست از مبارزهء پنهانى برنداشتند و هرروز چندين از سپاهيان روس را به خفيه از پاى درآوردند مقابله روسيان سودى نبخشيد رعب و وحشتى در جان اشغالگران افتاد و كم‌كم براى پاسكويچ مسلم شد كه مسلم تن به حكومت غيرمسلم نمىدهد ، و صلاح را در آن ديد كه زمينه قراردادى فراهم شود غرامتى بگيرد و بازپس نشيند مدتى بعد فرستادهء عباس ميرزا نايب السلطنه را پذيرفت . . . مذاكراتى به عمل آمد و به اين نتيجه
هامش
( 1 ) . تاريخ سرجان مالكم ، پيشين ، ج 2 ، ص 176 به بعد .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 814 | مرتضى راوندى