عهدشكنى ناپلئون چندان نپاييد . چه يك سال و اندى پس از اقامت افسران فرانسوى در ايران ، ناپلئون با روسيه كنار آمد . انگليسيها كه منتظر فرصت بودند ، با دادن رشوه به اولياى امور ايران و ادامهء تحريكات ، هيأت مأموران فرانسوى را از ايران بيرون راندند . و به اين ترتيب نتيجهء مطلوب از آن قرارداد به حصول نپيوست ، بلكه فقط از آن آمد و رفتها فوايد نظام و اسلحهء جديد بر همگان آشكار شد و كمابيش افسران ايران با نظام جديد اروپايى آشنا شدند ، دولت انگليس با اعزام سرهارفورد جونس به سفارت فوق العاده به ايران و عقد قراردادى در محرم 1224 ، ملزم گرديد كه سالى دويست هزار تومان نقدا به ايران بپردازد و عدهاى صاحبمنصب و نظامى در اختيار اين دولت بگذارد . از صاحبمنصبان انگليس ، عدهاى با صميميت ، در نقاط مختلف مملكت به كار پرداختند و عباس ميرزا نيز از كار آنها راضى بود . ليندزى در تهيهء توپخانهء آذربايجان سعى بسيار كرد و كريستى به تربيت سربازان همت گماشت . ولى چون انگليسيها در همين ايام براى به زانو درآوردن ناپلئون با روسيه كنار آمده بودند ، سعى داشتند كه اختلافات ايران و روسيه را براى پس گرفتن گرجستان به نحوى پايان دهند ، و حاضر نبودند به طور جدى در راه احياء ارتش ايران قدمهايى بردارند ، حتى سرگور اوزلى كه در سال 1226 به عنوان سفير انگليس به ايران آمده بود ، در قدم اول به افسران انگليسى امر كرد كه در جنگ با روسيه شركت نكنند . با اين حال و با وجود مشكلات سياسى گوناگون ، « بر اثر آمدن هيئت صاحبمنصبان فرانسوى و انگليسى و زحمات ايشان در راه اصلاح نظام لشكرى و ساختن توپ و توپخانه و قلاع و استخراج معادن ، روح تازهاى در كالبد نيممردهء سپاه ايران دميده شد . و اگر حماقت و غفلت بعضى از سران سپاهى قديم ، و عناد ايشان با هروضع تازه و رقابتهاى همسايگان ايران با يكديگر نبود ، نهالى را كه عباس ميرزا و ميرزا بزرگ قايممقام به آن زحمت نشانده بودند ، به زودى مثمر ثمرى نيكو مىشد ، ليكن بدبختانه طولى نكشيد كه به علل سابق الذكر و شكستهاى ايران از روسيه و تبديل يافتن دايمى صاحبمنصبان خارجى ، نظام جديد ، چنانكه بايد اساسى محكم و پايدار پيدا نكرد ، و با اينكه هرچند صباح اصلاح آن به وضع اروپا از نو مورد توجه اولياى امور واقع مىشد باز كارى چندان از پيش نمىرفت و اوضاع ناگوار سابق تجديد مىشد . » « 1 »
« بعد از عقد معاهدهء گلستان و پايان دورهء اول جنگهاى ايران و روس ، عباس ميرزا شور و شوق سابق را از كف داد و نسبت به صاحبمنصبان انگليسى بدبين شد . به همين جهت از طرف وزيرمختار انگليس به آنان امر شد كه ايران را ترك گويند . از اين تاريخ تا آغاز دورهء دوم جنگهاى ايران و روس ، هيچگونه اقدام جدى براى اصلاح و تعليم و تربيت ارتش ايران به عمل نيامد و قشون ايران رو به انحطاط رفت . اين وضع رقتبار به شكست قطعى ايران از روسها و عقد معاهدهء ننگين تركمانچاى در 5 شعبان 1243 منتهى گرديد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 207 .