تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بگردانيد و سوار بازآمد و در خانه بهارى به خوان نشست و بزرگان و اركان دولت را به خوان آوردند . و سماطهاى ديگر كشيده بودند بيرون خانه برين جانب‌سراى ، سرهنگان و خيلتاشان و اصناف لشكر را بر آن خوان بنشاندند و نان خوردن گرفتند و مطربان مىزدند و شراب روان شد چون آب جوى چنان‌كه مستان از خوانها بازگشتند و امير به شادكامى از خوان برخاست و برنشست و به باغ آمد و آنجا هم‌چنين مجلسى با تكلف ساخته بودند و نديمان بيامدند و تا نزديك نماز ديگر شراب خوردند پس بازگشتند . » « 1 »

تشريفات ورود به حضور خلفا و پادشاهان

« وزيران ، اميران كه به حضور خليفه مىرسيدند ، خليفه دست خود را كه در داخل آستين بود ، دراز مىكرد ، تا آنان ببوسند . و اين امر افتخارى بود كه خليفه به آنان داده بود ، دست خليفه به اين جهت در آستين بود كه مبادا دهان يا لب افراد با دست او تماس پيدا كند ، سپس اين رسم تغيير كرد و به جاى بوسيدن دست ، زمين را بوسيدند . از اين رسم ( روح‌كش و تحقيرآميز ) همه طبقات پيروى مىكردند جز وليعهدان ، قاضيان ، فقيهان ، زاهدان و قاريان قرآن كه دست و زمين را نمىبوسيدند ، بلكه به اداء سلام اكتفا مىكردند . افراد سپاه و مردم عوام ، حق زمين بوسيدن را نداشتند زيرا لياقت داشتن چنين افتخارى در آنان نبود ! » « 2 » بزرگان نيز به هركسى اجازه نمىدادند كه به آنان احترام بكند . ابو حيان توحيدى در مثالب الوزيرين ، صفحهء 141 گويد : من در گوشه‌اى از ديوانخانه منزل صاحب بن عباد نشسته بودم و چيزى مىنوشتم ، ناگهان صاحب را برابر خودم ديدم به احترام او از جا جستم ، صاحب نعره زد كه بنشين . وارقان ( يعنى نسخه‌برداران از روى كتابها ) پست‌تر از آنند كه به احترام ما قيام كنند ، همين برخوردهاى زننده بود كه ابو حيان را به نوشتن كتاب مثالب الوزيرين دربارهء صاحب و ابن عميد وادار نمود . وزيران و كسان ديگرى كه هم طبقهء آنان بودند ، هنگام ورود به دربار خليفه ، بايد از هر لحاظ نظيف و باوقار باشند ، بوى خوش زده باشند . . . تا پادشاه چيزى نپرسد ، لب به سخن نگشايند . . . صدا را زياد بلند نكنند ، موقع سخن گفتن جز به شخص سلطان نگاه نكنند ، دست و ديگر اعضاء را تكان ندهند ، در مجلس سلطان با كسى سربگوشى سخن نگويند ، هيچگاه نخندند ، عطسه و سرفه نكنند ، آب بينى و اخلاط گلو را بيرون نيندازند ، در حضور سلطان كسى را به كنيه نخوانند . » از ديرباز صاحبنظران و مردان واقع‌بين سعى مىكردند كه زورمندان و زمامداران را به وظايف انسانى خود آشنا كنند و آنان را از خودستايى و عادات و سنن بىمعنى برحذر دارند . حركت سلاطين : سلاطين و شهرياران ايران نيز كمتر ، بىتكلف و ساده در ميان مردم
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، فياض ، ص 713 ، به بعد ( 2 ) . از شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين ، ص 216 ، به نقل از هلال صابى ، رسوم دار الخلافه ، ( از ص 31 به بعد )
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 97 | مرتضى راوندى