تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦

تشريفات به تخت نشستن سلطان مسعود غزنوى

تخت زرين : از تخت زرين و « تخت سلطنت » در منابع تاريخى مكرر سخن به ميان آمده است . بيهقى در مجلد 9 تاريخ خود از تخت زرينى كه به فرمان سلطان مسعود قريب هزار سال پيش‌ساخته و هنرمندان سه سال در راه تهيه و تدارك آن صرف وقت كرده بودند سخن مىگويد و مىنويسد كه به فرمان امير اين تخت زيبا را در صفهء بزرگ سراى نو نهادند « تخت همه از زر سرخ بود و تمثالها و صورتها چون شاخهاى نبات از وى برانگيخته و بسيار جواهر درو نشانده ، همه قيمتى و دارافزينها بركشيده ، همه مكلل به انواع گوهر و شادروانكى ديباى رومى به روى تخت پوشيده و چهار بالش از شوشه زر بافته و ابريشم آكنده ، مصلى و بالشت ، پس پشت و چهار بالش دوبرين دست و دوبر آن دست و زنجيرى زراندود از آسمان خانه صفه آويخته تا نزديك صفه تاج و تخت و تاج را در او بسته و چهار صورت رويين ساخته بر مثال مردم و ايشان را بر عمودهاى انگيخته از تخت استوار كرده چنان كه دستها را بيازيده و تاج را نگاه مىداشتند و از تاج بر سر رنجى نبود كه سلسله‌ها و عمودها آن را استوار مىداشت و بر زير كلاه پادشاه بود ، و اين صفه را به قاليها و ديباهاى رومى بزر و بوقلمون بياراسته بودند و سيصد و هشتاد ياره مجلس خانه زرينه نهاده ، هر ياره يك گز درازى و گزى خشكتر پهنا ، بر آن شمامه‌ها كافور و نافه‌هاى مشك و پاره‌هاى عود و عنبر ، و در پيش تخت اعلى پانزده ياره ياقوت رمانى و بدخشى و زمرد و مرواريد و پيروزه در آن بهارى خانه خوانى ساخته بودند و به ميان خوان كوشكى از حلوا تا باسمان‌خانه و بر او بسيار بره . امير رضى اللّه عنه از باغ محمودى بدين كوشك نوباز آمد و درين صفه بر تخت زرين بنشست روز سه‌شنبه بيست و يكم شعبان ( 429 ه ) و تاج بر زير كلاهش بود ، بداشته و قبا پوشيده ديباى لعل بزر چنان كه جامه اندكى پيدا بود و گرد بر گرد دارافزينها غلامان خاصگى بودند با جامه‌هاى سقلاطون و بغدادى و سپاهانى و كلاههاى دو شاخ و كمرهاى زر و معاليق و عمودهاى از زر بدست . و درون صفه بر دست راست و چپ تخت ده غلام بود كلاهاى چهار پر بر سر نهاده و كمرهاى گران همه مرصع به جواهر و شمشيرهاى حمايل مرصع ، و در ميان سراى دو رسته غلام بود يك رسته نزديك ديوار ايستاده با كلاههاى چهار پر و تير به دست و شمشير و شقا و نيم‌لنگ ، و يك رسته در ميان سراى فرود داشته با كلاههاى دو شاخ و كمرهاى گران به سيم و معاليق و عمودهاى سيمين به دست ، و اين غلامان دو رسته همه با قباهاى ديباى ششترى و اسبان ، ده بساخت مرصع به جواهر و بيست به زر ساده و پنجاه سپر زر ديلمان داشتند ، از آن ، ده مرصع به جواهر و مرتبه‌داران ايستاده و بيرون سراى پرده ، بسيار درگاهى ايستاده و حشر همه با سلاح و بار دادند و اركان دولت و اولياء حشم پيش آمدند و بىاندازه نثار كردند ، و اعيان ولايتداران و بزرگان را بدان صفه بزرگ بنشاندند و امير تا چاشتگاه بنشست و بر تخت بود تا نديمان بيامدند و خدمت و نثار كردند ، بس برخاست و برنشست و سوى باغ رفت و جامه