پيكر در برابر مجلس او بداشتند ، باغواشى از ديباهاى رومى و عصابات زربفت ، و هفتصد پيل بيستون شكل ، باغواشى منصوره و اسلحه نفيس و انواع آرايش ديگر . . . عامهء لشكر همه زرههاى داودى پوشيده و خودهاى فرنگى بر سر نهاده و رجاله سپاه در پيش ايشان سپرها درو آورده و تيغها كشيده سنان راست كرده و پيش سلطان جمعى حجاب چون ماه و آفتاب ايستاده است ، به قبضهء شمشير يازيده و چشم و گوش به اشارت ياز بسته . در آن محفل ، رسولان را بار دادند . از هيبت آن مقام با تشوير تمام به خدمت تخت رسيده ، شرايط زمينبوسى و عبوديت به جاى آوردند و بعد از آن ، ايلچيان را بر سر خوان ضيافت برده بنشاندند . بهشتى ديدند آراسته باطباق زرين و سيمين و مشحون به صحنهاء مرصع و فرشهاى رومى و ابريشمين گسترده و در صدر منقلى نهاده و حواشى آن به خوانهاى مربع و مسدس و مثمن و مدور منقسم كرده . و هرخوانى را به نوعى از جواهر تزئين داده . . . بينندگان به اتفاق گفتند كه در هيچ عهد اكاسره عجم و قياصره روم و حكام عرب و رايان هند را مثل اين نفايس دست نداده ، و در حوالى مجلس حلقهاى زرين نهاده بودند ، مشحون به مشك ازفر ، و عنبر اشهب و كافور ابيض و عود قمارى و اترنجهاى مصبوغ . و انواع فواكه و اثمار از زر سرخ ساخته بودند . و جمعى از پريچهرگان خاص ، مانند لؤلؤ مكنون و در محزون ، شراب لعلفام را كاسههاى بلورين ريخته به دست حاضران دادند . و رسولان از آرايش بزم و پيرايش آن مجلس متحير و مدهوش ماندند و اجازهء مراجعت خواسته با تشريفهاء پادشاهانه بازگشتند . »
سرير سلطنت : سرير يا منبر و تخت و كرسى ، عبارت از تختههاى بلند يا اريكههاى چهارپايه است كه بر آن مىنشينند تا از ديگران بلندتر و كاملا مشخص باشند . و اين روش بين دولتهاى غيرعرب پيش از اسلام ، كاملا متداول بود . چنانكه مىگويند سليمان بن داود ، سريرى از عاج داشت كه زراندود شده بود . پس از ظهور نهضت اسلامى و منحرف ساختن آن به وسيله بنى اميه و رسوخ تجمل در آن ، استفاده از سرير بين خلفاى اموى و عباسى معمول شد .
ابن خلدون مىنويسد : نخستين كسى كه سرير را در اسلام به كار برد ، معاويه است كه از مردم در اينباره كسب اجازه كرد . او گفت من فربه شدهام . چون به او اجازه دادند به سرير نشست . بعد از او ساير پادشاهان اسلامى از او پيروى كردند .
محفل رجال : در محافل رجال و بزرگان ، غلامى مجمر به دست با بوى بخور ( عود و كافور ) مجلس را معطر مىساخت . و غلامى ديگر به كمك مگسپران ، دائما مگسهاى مزاحم را مىراند و غلام ديگر دستار دبيقى را به گلاب تر مىكرد . آلات خوان مجلس بزرگان بيشتر از زر و نقره و چينى و بلور بود . در هنگام شراب و صبوحى ، مطربان به خواندن اشعار و نواختن انواع موسيقى مشغول مىشدند و غلامان خوبروى به مجلسيان شراب مىدادند .
هرگاه كسى مورد عنايت سلطان قرار مىگرفت ، به دريافت خلعت فراوان توفيق مىيافت .
پس از آنكه ملك غياث الدين سوگند خورد كه با اولجايتو از در دوستى درآيد مورد
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٩١