تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
كه شاه بدون جلب موافقت فئودالهاى بزرگ به جنگ مبادرت مىكرد ، با كارشكنى و مخالفت آنها روبرو مىشد . پس از مرگ شاه ، براى جلوگيرى از جنبشهاى اعتراضى و قيام فئودال‌هاى بزرگ مدتى مرگ او را مخفى مىداشتند پس از آنكه سلطان جديد به تخت مىنشست فئودالها و متنفذين توسط خواجهء بزرگ ( نخست‌وزير ) به شاه معرفى مىشدند ، و هريك پس از انجام تشريفات ، قسم وفادارى ياد مىكردند . شاه جديد معمولا مناصب امرا و فئودالهاى بزرگ را با دستخطى تأييد مىكرد و مالكيت و منصب آنها را تصديق مىنمود و البته اين كار وقتى صورت مىگرفت كه فئودالها گردن از اطاعت شاه نپيچند و فرمان او را اجرا كنند . كوتوله و دلقك دربارى ، از كتاب « شاهكارهاى هنر ايران » ترجمهء دكتر خانلرى

سياست كلى فئودالهاى بزرگ و اشراف

در دوران بعد از اسلام در غالب بلاد و استانهاى كشور ، اشراف و فئودالهائى بودند كه با ايجاد تمركز ، مخالف بودند و سعى مىكردند كه در منطقهء قدرت خود با استقلال فرمانروائى كنند ، « در اصفهان قدرت و رياست غالبا در دست آل خجند بود كه بعضى از مشاهير آنها حتى ممدوح شاعران و مورد توجه پادشاهان وقت بودند ، در بخارا آل برهان به سبب وصلت با سلاجقه وضع ممتازى به دست آورده بودند و داستان ثروت و مكنت آنها حتى در كتابهاى ادب و عرفان مثل جوامع الحكايات و مثنوى مولوى نيز آمده است و از جمله بزرگان آنها امام برهان الدين محمد بود معروف به صدر جهان كه در عهد سلطان محمد حكومت واقعى بخارا در دست او بود و در