تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
به هنگام لزوم احضار مىشوند و پادشاه را از بطالت به جهان تفكر و تعمق مىكشانند . . . » « 1 »

روش نديمان شاه

در دورهء قرون‌وسطا ، نديمان شاه به حكم نزديكى و گستاخى كه داشتند مىتوانستند در مواقع مقتضى ، با زبان طعن و طنز و شوخى ، معايب شاه و اعمال بىرويه و ظالمانه او را يادآور شوند و از اين راه از سركشى و مظالم و بىعدالتيهاى او اندكى بكاهند . نظام الملك مىنويسد : « پادشاه را چاره نيست از نديمان شايسته داشتن و با ايشان گشاده و گستاخ درآمدن . . . عامل بايد كه هميشه از پادشاه ترسان باشد ، و نديم بايد كه گستاخ باشد . و اگر عامل گستاخ باشد ، رعيت را خواهد رنجانيد و چون نديم گستاخ نباشد ، پادشاه از او حلاوت نيابد و طبع پادشاه گشاده نشود . . . نديم بايد كه گوهرى فاضل و تازه‌روى و پاك‌دين و رازدار و پاكيزه لباس بود و سمرها و قصص نوادر از هزل و جد بسيار ياد دارد و نيكو روايت كند و همواره نيكوگوى و نيكوپيوند باشد و نرد و شطرنج داند باخت و اگر رودى زد و سلاحى كار تواند بست ، بهتر باشد . و بايد كه موافق پادشاه باشد و هرچه پادشاه گويد و كند زه و احسنت بر زبان راند و معلمى نكند كه اين بكن و آن بكن كه پادشاه را دشوار آيد و بكراهت كشد . . . بعضى از پادشاهان طبيب و منجم را نديم كرده‌اند تا بدانند كه تدبير هريكى او را چيست و او را چه سازد و چه نسازد طبيب مزاج او را نگاه مىدارد و منجم از سعد و نحس آگاهى مىدهد و وقت و ساعت نگاه مىدارد . . . اما اگر نديم جهان‌ديده و به هر جاى رسيده باشد و بزرگان را خدمت كرده ، بهتر باشد . . . » « 2 » به نظر نويسندهء راحة الصدور « . . . نديم بيان عقل و برهان فضل پادشاه باشد . . . گفته‌اند نديمى را كسى بايد ، كه ذوات را بشايد . بزرگى مهذب الاخلاق ، آراسته به انواع علوم و از هرفن ، او را معلوم تاريخ ملوك خوانده و شعرها ياد گرفته و آداب پادشاهى از بزم و رزم و بار و شكار دانسته ، تا هروقت نكته‌ها با ياد پادشاه دهد ، و او را رسم و راه آموزد . . . » سپس راجع به خصال نديم ، مىنويسد : « نخست رفق و علم ، دوم صيانت ذات و خويشتن‌شناسى سوم طاعت پادشاهان در تحرى رضا و طلب فراخ ، چهارم محرميت دولت بشناختن و جاى راز انداختن ، پنجم در كتمان راز خود و مردم ، به غايت برسد و ششم رضاى مردم جستن و چاپلوسى نمودن بر درگاه سلاطين ، و اصحاب مناصب را به دست آوردن ، هفتم قدرت بر زبان و حفظ لسان ، و سخن به قدر حاجت گفتن ، هشتم در محافل ، خاموشى شعار خود ساختن . . . » « 3 » شجاع نويسندهء انيس الناس بيست صفحه از كتاب خود را به آداب نديمى و شروط آن اختصاص داده و از جمله نوشته است كه « نديم بايد مجموع حواس او به سلامت باشد و كريه اللقا نباشد . . . در تازى و فارسى و تركى . . . و از مقدمات علمى بهره‌اى داشته باشد . و
هامش
( 1 ) . كتاب تاج ، پيشين ، ص 27 ( 2 ) . خواجه نظام الملك ، سياستنامه ، به اهتمام هيوبرت ، ص 113 ( 3 ) . راحة الصدور ، پيشين ص 405
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 83 | مرتضى راوندى