وظايفى كه بر عهدهء آنان بود سخن رفته است .
آداب نديمى ملوك
عنصر المعالى در باب سى و هشتم قابوسنامه از : « آداب نديمى كردن » سخن مىگويد و به طريق اندرز به فرزند خود مىگويد كه نديم بايد از جهت حواس خمسه كاملا سالم ، و خوشلقا يعنى خوشصورت باشد . در فن دبيرى معروف و در زبانهاى تازى و پارسى استاد باشد و از اشعار معروف اين دو زبان ، برخى به ياد داشته باشد . از علم طب و نجوم بىاطلاع و بىبهره نباشد و از ملاهى و مطربى و داستانسرائى و شوخى و مسخرگى و نرد و شطرنجبازى و تفسير و فقه و علوم دينى بىخبر نباشد تا به قول عنصر المعالى : « اگر در مجلس پادشاه ازين معانى سخنى رود ، جواب بدانى دادن و به طلب قاضى و فقيه نبايد شدن . و نيز بايد سير الملوك بسيار خوانده باشى . . . بايد در تو ، هم جد باشد و هم هزل ( يعنى هم سخن جدى گوئى و هم شوخى ) . . . به وقت جد هزل نگوئى و به وقت هزل ، جد نگوئى . . . هرگز از خداوند خويش غافل مباش و در مجلس پادشاه در بندگان او منگر . . . و خويشتن نگاهدار تا خيانت نيفتد . . . » « 1 »
در دورهء آل بويه پس از آنكه ابى عبد اللّه طبرى به منادمت عضد الدوله برگزيده شد ، ابن عميد از سر خيرخواهى نامهاى به او نوشت و دربارهء راه و رسم نديمى به او تذكراتى داد و از جمله گفت : « مواظب باش اين وظيفهء خطير را به خوبى انجام دهى و بدانكه اگر ترا از دور چند بار بخوانند ، بهتر از اين است كه يك بار از نزديك برانند ، سخنى كه در پاسخ مىگوئى از فساد دور باشد ، دراز و خستهكننده هم نباشد . . . » « 2 »
مسعودى در مروج الذهب مىنويسد : « هيچكس از مصاحبان و معاشران ملوك به اندازهء نديم ، محتاج داشتن اخلاق خوب و ادب كامل و دانستن نكات ظريف و لطايف جالب نيست . تا آنجا كه نديم مىبايست شرف ملوك ، تواضع غلامان و عفت متعبدان ، ابتذال وقيحان و وقار پيران و بذلهگوئى جوانان داشته باشد ، هريك از اين صفات را به ناچار مىبايدش داشت . . . نديم مىبايد به سرعت ادراك چنان باشد كه از راه تجربه ، اخلاق بزرگمردى را كه همدم اوست دريابد . . . و به دلالت نگاه و اشارهء وى تمايلش را ادراك كند . . . » « 3 »
جاحظ در كتاب تاج به انواع و اقسام مختلف نديمان شاهى اشاره مىكند و مىنويسد :
« پادشاهان را به هنگام عيش و نوش ، نديمانى بايد بذلهگو و ظريف . . . بگاه مصلحتانديشى افرادى دانا و حكيم و به وقت موعظت به پرهيزگارانى زاهد و باتقوى و به سورها ، ايشان را رامشگرانى بايد نوازنده ، و به شورها ، محققينى برازنده . . . هريك از نديمان را وظيفه آن است كه
هامش
( 1 ) . قابوسنامه ، پيشين ، ص 198 به بعد
( 2 ) . على اصغر فقيهى ، شاهنشاهى عضد الدوله ، تهران 1347 ، ص 298 ( به نقل از جمع الجواهى از آثار قرن پنجم ) ، ص 12
( 3 ) . مروج الذهب ، پيشين ، ج 1 ، ص 240