تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
كه اخلاق و روحيهء اشخاص برجسته‌اى كه با شاه ايران طرف شور هستند ، چگونه باشد سعى كنيد با تمام وسايل ممكن به آنها نزديك شويد . . . « 1 »

جاسوس انگليسيها در سفارت ايران در اسلامبول

: « از جاى درستى خبر صحيح و درست به من رسيد كه در سفارت ايران مأمور اسلامبول و پاريس ميرزا احمد و ميرزا مهدى نام هستند كه هرچه در سفارت‌خانه اتفاق مىافتد و هرچه نوشته مىشود و هركاغذى كه به سفارت مىرسد ، اين دو نفر همه را به انگليسيها اطلاع مىدهند . از براى خدا ملتفت اين معنى باشيد كه از دست حرام‌زاده‌ها و نمك به حرامها آسوده باشيد . از اسرار احدى غير از خودتان و وزير مقيم و ميرزا ملكم خان مطلع و مستحضر نبايد باشيد ، به جهت اطلاع شما نوشته شد . » « 2 »

خطر جاسوسان و خفيه‌نويسان

: اعتماد السلطنه از غرض‌ورزى جاسوسان شكايت مىكند و مىنويسد : . . . در صورتى كه آقاى محمد صادق سنتورچى نويسندهء اخبار مخفى باشد و آبروى ملت ايران در دست او باشد ، ديگر از باشى غلام‌بچه چه توقع ! خداوند وجود شاه ( ناصر الدين ) را حفظ كند كه اعتنا به اين حرفها ندارد ، و الا روزى بايد صد هزار نفر را سر ببرد . « 3 »

مأمورين مخفى

: به طورى كه از گزارشهاى كتابخانهء حسين ثقفى اعزاز برمىآيد ، در عهد قاجاريه عده‌اى ناشناس از طرف شهربانى يا صدراعظمهاى وقت در حمامها ، قهوه‌خانه‌ها ، محافل علمى ، مساجد ، خانه روحانيان ، بازارها و ديگر اماكن عمومى به طور محرمانه استراق سمع مىكردند ، و آنچه مىديدند و مىشنيدند ، تحت عنوان گفتگو در حمام ، راپورت دوشنبه 23 شهر شوال 1324 دربارهء نان و گوشت ، راپورت يكشنبه . . . يا گفتگو در مسجد راجع به . . . راپورت دوشنبه . . . مسموعات و مشهودات خود را گزارش مىدادند . و ظاهرا اميركبير بيش از ديگر زمامداران ايران در اين راه تلاش مىكرد . او نه تنها مأمورين پاكدامن و وظيفهءشناس دولت خود را مىشناخت بلكه عناصر فاسد و خاطى را نيز مورد تعقيب قرار مىداد .

شكايت طباطبايى از خفيه‌نويسان

: در جريان نهضت مشروطيت سيد محمد طباطبايى يكى از علمداران مشروطيت ، از دروغپردازى خفيه‌نويسان شكايت مىكند و خطاب به جماعت خفيه‌نويسان مىگويد : « مرد كه اگر مىنويسى ، درست بنويس صدق و راست راپورت بده ، آنچه من مىگويم ، بنويس ، نه اين‌كه هرچه دلت مىخواهد بنويسى اين مسالهء راپورت‌نويسى تازگى ندارد ، سابق هم بود ، ولى نه اين شكل . اين قرار را سلاطين و وزراء عادل گذاشته‌اند . . . كه در هر شهرى يك يا دو نفر خفيه‌نويس باشد تا از وضع مردم بااطلاع باشند . . . به وسيله خفيه‌نويس به شاه برسانند كه در فلان مملكت چه خبر است : ظالم كى و مظلوم كدام است . حالا كارها به عكس شده است . صد هزار دروغ و راست از خودشان جعل مىكنند و اسمش را راپورت‌نويسى
هامش
( 1 ) . محمد مشيرى ، شرح مأموريت آجودانباشى ، پيشين ، ص 59 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . اسناد فرخ خان ، پيشين ، ص 184 . ( 3 ) . خاطرات اعتماد السلطنه ، پيشين ، ص 38 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 705 | مرتضى راوندى