تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
هرجايى ، مختصر ابريشم‌كارى هم دارند . كسب و صنعت‌شان هم منحصر است به كرباس . در همه‌جا فرش و قالى . . . را خوب تكميل كرده‌اند به درجه‌اى كه طرح آن و رنگ قالى از شال كشميرى هيچ كمتر نيست . حشمت الملك امير قاين دو دستگاه قالى ، در عمارت مزرعه خود ديدم داير كرده كه براى پيشكشى اعليحضرت همايونى هرسال تهيه و تقديم مىنمايد . در درخش به قدر صد و پنجاه قالىبافى هست كه مال رعيت است و براى فروش و مال التجاره مشغولند ، ولى صنعت پرفايده‌اى نيست . بسيار به زحمت و دير انجام مىگيرد . قالىباف خيلى قابل و ماهر ، مثل همانهايى كه در مزرعهء حشمت الملك آن‌طور قالى براى پيشكش حضور همايون مىبافند روزى يك عباسى ، پنج شاهى بيشتر عايدشان نمىشود . در اين ولايت رودخانه به هيچ‌وجه نيست . تمام قراء و مزارع به آب كاريز داير است پشته‌هاى قنوات . . . بعضى جاها صد ذرع و صد و پنجاه ذرع عمق و امتداد رشتهء قنات تا سه فرسخ و چهار فرسخ امتداد دارد .

معاملهء حاكم با رعيت

: اما وضع معاملهء حاكم با رعيت اين است و جز اين نمىتواند باشد كه ماليات بر وجود جمع مىبندند . يعنى هركس هرقدر آب دارد به همان قدر از روى نتيجه‌اى كه دارد ماليات مىدهد . مثل ساير جاها از ممالك محروسه كه اين خانه‌زاد ديده است ، نيست كه فلان مزرعه فلان قدر ماليات دارد بايد حتما آن مبلغ را بدهد ؛ خواه زراعت داشته باشد يا نداشته باشد . اگر قنات يك مزرعه بخشكد ، چنان‌كه اتفاق افتاده است . . . از آنجا مالك مطالبهء ماليات نمىكند زيرا اگر بكند وصول نمىشود و آن رعيت هم فرار مىكند و ضررش بيشتر است . در مزارع و مواشى نيز قرارش همين‌طور است . بر موجود است يعنى هركس هرقدر گوسفند بالفعل دارد وجه سرگله ، همانقدر از او مىگيرد . بر خلاف ساير ولايات خراسان كه هركس در هرقريه يك تاريخى يك مقدار گوسفند داشته آن را جمع بسته‌اند و هرسال همان مبلغ را مىگيرند ، خواه آن مقدار حالا موجود باشد يا نباشد . . . و آن را استخوان پولى مىگويند . . .

وضع حاكم

: هفته‌اى دو روز دوشنبه و جمعه بار عام دارد كه هرعارض و ارباب حاجت در اين دو روز مىروند و مطالب خود را مىگويند و جواب مىگيرند . اجزاى مجلس اغلب از خوانين و عفاريت افغان و هزاره و بلوچ و تركمان است ، در باغ و فضاى منزل و اتاق هميشه پر است از اين قسم مردم ، و همه با او بدخواه و خونى و منتظر فرصت كه كى بتواند او را از ميان بردارد . اما در ظاهر با كمال تملق به هرترتيبى بتوانند اسب و يراق ، چره و جامه و انعام و خلعت مىگيرند و همه مهمانند . و همين‌كه مجلس منعقد مىشود ، حشمت الملك از بالاخانه كه منزل خوابگاه اوست ، به اين مجلس مىآيد . اما مسلح ، جيب و بغلش پر است از پيشتو ، طپانچه و تسبيحى در دست دارد و متصل مشغول ذكر است ، عملجات همه از كارخانهء حشمت الملك شام و ناهار براى آنها مىرود و مالهاى آنها را عليق مىدهند . . . همخوابهء شب و روزش پنج يا شش قبضه تفنگ ، طپانچهء انگليسى است . . . بيست و دو سه نفر از دزد قطاع الطريق بلوچ و تركمان
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 703 | مرتضى راوندى