تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
نقيب الاشراف مملكت فارس دانسته در لوازم شغل مزبور از سخن و صلاح او بيرون نروند . . . » « 1 » در منشات قائم‌مقام نيز از بريد و قاصد سخن به ميان آمده است « . . . اكنون مدت دو سال است كه نه از آن طرف بريدى و سلامى و نه از اينجانب قاصدى و پيامى طاير ، مكاتبات را پربسته و كليه مراودات را دربسته . » « 2 » ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام فراهانى در نامه‌اى كه از خراسان به وقايع‌نگار نوشته ، از نقش منهيان در رسانيدن اخبار ياد مىكند . . . منهيان خبير و آگاه از حريم درگاه به اين كار معين و مكلفند تا هركه را عارضه و زحمتى برسد ، فورا خبر كنند . . . « 3 »

جاسوسان امير

: تا قبل از روى كار آمدن اميركبير ، دولت قاجاريه به اهميت سياسى و ارزش كار جاسوسان و خبررسانان چنان كه بايد واقف نبود . و دولتين انگلستان و روسيه از اين بىخبرى و بىنظمى كه در دستگاه حكومت وجود داشت استفاده فراوان مىكردند . از اطلاعات پراكنده‌اى كه در دست است ، چنين برمىآيد كه « دستگاه خبررسانان امير در سه جهت اصلى كار مىكرده است ، يكى خبرگيرى از وضع ولايات و كردار مأموران ديوانى و لشكرى ، خاصه در امر منع رشوه‌گيرى و سيورسات و جلوگيرى از تعدّى مالياتى و دستبرد به حقوق طبقهء روستايى ، ديگر گزارش وقايع شهرى ، خاصه از لحاظ نظم و امنيت عمومى ، سوم مراقبت در فعاليت سفارتخانه‌هاى خارجى در تهران . » براساس گزارش يكى از مأمورين ، اميركبير در ذيحجهء 1267 به حاكم كرمانشاهان نوشت : « سربازانى كه در قصر شيرين براى حفظ و قراولى آن راه گماشته‌اند . . . به زوار و مترددين آزار مىرسانند و پول مىگيرند اگر بگويم خبر نداريد ، چگونه مىشود كه من در اينجا بشنوم و شما در آنجا خبر نداشته باشيد . » رضا قليخان هدايت چون مأمور سفارت خوارزم شد ، امير به او دو هزار اشرفى براى آماده ساختن وسيلهء سفر تسليم كرد ، خواست بيست اشرفى به آورنده بدهد « نپذيرفت و گفت تا من بر در خانه برسم اين ديوارها براى او ( امير ) خبر برده‌اند . » بعد از قيام مسلحانهء پيروان باب و كشف توطئه‌اى كه براى قتل شاه و امير فراهم كرده بودند امير بيش از پيش دستگاههاى جاسوسى خود را تقويت كرد و بين مردم پايتخت و شهرستانها و نمايندگان خارجى جاسوسانى گماشت . وزيرمختار انگليس مىگويد : آشكار است كه اميرنظام ، جاسوسانى را گمارده كه نام همهء كسانى را كه پا به سفارت مىگذارند به او خبر مىدهند . . . امير دستگاه جاسوسى و ضد جاسوسى خارجى تعبيه كرده بود . اين كارش تازگى داشت ، تا آن زمان انگليس و روس بودند كه در دربار و دولت ، حتى ولايات جاسوسان داشتند . . . حتى رونوشت دستخطهاى شاه را به صدراعظم ، به سفارت مىفرستادند . . . حتى مفتاح رمز دولت جزو اسناد
هامش
( 1 ) . مجلهء راهنماى كتاب ، آبان و دىماه 49 ، ص 651 . ( 2 ) . از صبا تا نيما ، پيشين ، ج 1 ، ص 73 . ( 3 ) . همان ، ص 71 .