تعيين منهيان و جاسوسان و خبرداران نهادهاند ، از شرايف عادات ملوك صاحب حرمت ، و بر جميع پادشاهان واجب است كه اقتفاء آثار آن كنند ، به شرط آنكه جز پادشاه و وزير ديگرى بر آن اطلاع نيابد . و اطلاع وزير جهت آن است كه تا او ، از براى اين مصلحت كه نازكترين مصالح ممالك است ، مردم امين و عاقل و كاردان تعيين كند ، در رعايت و محافظت بر وجهى رساند كه هيچ آفريده ايشان را به زر و سيم از راه نتواند برد و ايشان سرّ پادشاه را در جان خود نگاه دارند . . . » « 1 »
محمد نخجوانى در كتاب دستور الكاتب فى تعيين المراتب ضمن بحث « در تعيين منهيان و جاسوسان » مىنويسد : « بر پادشاه عادل واجب است كه همواره از احوال اكابر و اصاغر مملكت و عموم رعايا ، بل ساير برايا واقف باشند . و جهت اين مصلحت منهيان و جاسوسان و خبرداران تعيين فرمايند تا از اعتقاد و انكار ملوك و سلاطين و دوستان و دشمنان در حق ايشان و كيفيت معاش عمال و كاردان خويش و حكام و متصرفان با ضعفا و زيردستان و ساير طبقات مردم ، پادشاه را خبر كنند . . . چه به تجارب عقلى و ممارست قضاياى اسلاف معلوم و محقق است كه به يك منهى كار مملكت و سلطنت چندان تمشيت و تقويت يابد كه به ده امير معتبر كه هريك هزارهاى را متكفل باشند و به لشكرهاى بسيار مثل آن ميسر نشود و سلاطين و وزراء قديم را مبالغت در تعيين منهيان به مثابتى بود كه احوال سلاطين عصر خويش را كه بعد مسافت ميان ايشان هفت هشت ماهه راه بوده به دو سه روز معلوم مىكردند و جاسوسان و منهيان متواتر و متعاقب مىداشته و از تعيين ايشان به غير پادشاه و وزير ديگرى را وقوف نه . . . اما بايد كى منهى . . . به غايت امين و معتمد و دولتخواه ، پاكاعتقاد و مسلمان و بلندهمت و از خزانه او را مرسومى مستوفى مقرر ، تا اگر كسى بر احوال او واقف شود ، او را به زر و سيم از راه نبرد . . .
ابو الفضل سگزى با سلطان شهيد البارسلان انار اللّه برهانه گفت : چرا منهى و صاحبخبر تعيين نمىفرمايى ؟ سلطان گفت : منهى معتمد امين نمىيابم و غير معتمد را در قضاياء كلى مدخل دادن به خروج مملكت از تصرف و تغيير خاطر هواخواهان مودى مىشود . . . منهى از دوستداران به واسطهء آنك او را چيزى نداده باشند ، خبرهاى بد و مخالف واقع به مسامع ما رساند و از دشمنان كى او را به زر و سيم فريفته و راضى كرده باشند ، سخنهاى نيك گويد و كلمات خير و شر چون تير باشد كى به آخر بر نشانه آيد . . . » « 2 »
نخجوانى در جاى ديگر « در اجابت تعيين منهيان و جاسوسان » مىگويد « در ميان دو پادشاه اگرچه دوستى و يگانگى باشد ، مكاتبات و مراسلات اتفاق افتد . اما بايد كى منهيان و جاسوسان در مملكت يكديگر داشته باشند تا ايشان را از كيفيت قضايا و ضماير نيكخواهان و بدانديشان واقف گرداند . و اگر فردى را از افراد به تخصيص بدين مصلحت تعيين نتوان كرد با تجار و مترددان امين بعد از تقديم ايمان غلاظ و شداد و حج پياده و ذكر مواعد خوب آن ، سر در ميان بايد نهاد . . .
هامش
( 1 ) . دستور الكاتب ، پيشين ، ج 1 ، ص 342 به بعد ( به اختصار ) .
( 2 ) . همان ، ص 238 .