تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 694

مساهمون:

ص٦٩٤
هر آن كس كه بر دزد رحمت كند * به بازوى خود كاروان مىزند . « 1 » جفا پيشه‌گان را بده سر به باد * ستم بر ستم‌پيشه ، عدل است و داد
در آثار منظوم و منثور فارسى ، مكرر به نام « مشرف » و منهى برمىخوريم از جمله ملاى رومى كه معاصر سعدى است مىگويد :
منهيان انگيختند از چپ و راست * كاندرين ويران ابو بكرى كجاست ؟ بعد سه روز و سه شب كاشتافتند * يك ابو بكر نزارى يافتند
به نظر رشيد الدين فضل اللّه ، سياستمدارانى كه بر خطهء وسيعى فرمانروايى مىكنند ، بايد در دفتر و دبيرخانهء خود ، از هرمنطقه و ايالتى مردى بصير و مطلع در اختيار داشته باشند تا در صورت لزوم مورد مشورت قرار گيرند . خواجه رشيد الدين براى اطلاع از نظريات خبرگان و ارباب اطلاع ، در مكتوب بيست و ششم ، پس از ذكر حدود و ثغور دولت ايلخانى ، مىنويسد : « از هر بلوكى و ولايتى كه در ممالك ايران واقع است ، از سرحد آب‌آمويه تا تخوم روم و از آب جون تا اقاضى مصر ، مردى متعين ، جلد و كاردان ملازم اين ضعيف باشد تا از خير و شر هر ولايت اين ضعيف را وقوفى حاصل شود . » « 2 » « گاه منهيان در اعلام وقايع راه خطا مىرفتند ، چنان كه در ماه جمادى الثانى 707 قاصدى به بغداد آمد ، او مأموريت داشت كه شيخ شهاب الدين سهروردى و جمال الدين اكولى را كه فقيه و معلم اصول شافعى در مدرسه المستنصر بودند به دربار برد . منهيان سلطان گفته بودند كه اين دو با مصريان رابطه پنهانى دارند و آنچه در امپراتورى مغول مىگذرد به آنان اطلاع مىدهند ، چون آن دو را به دربار آوردند ، رشيد الدين به پشتيبانى از ايشان برخاست و تمام هم خود را به كار برد تا بيگناهى آنان را به ثبوت رسانيد در نتيجه كوششهاى او دو متهم به سلامت به بغداد بازگشتند » « 3 » ( از يادداشتهاى پروفسور كاترمر درباره زندگى رشيد الدين فضل اللّه ) .

خبرنگاران در عهد تيمور

: در كتاب تزوك تيمورى چنين آمده است : « امر نمودم كه در هر سرحدى و ولايتى و شهرى و لشكرى ، خبرنويسى تعيين نمايند كه از اعمال و افعال حكام و رعيت و سپاه و لشكر خود و لشكر بيگانه مداخل و مخارج مال و منال و درآمدن و برآمدن مردم بيگانه و قوافل از اهل هرمملكت و اخبار و ممالك سلاطين همسايه و اعمال و افعال ايشان و جماعت علما و افاضل كه از بلاد بعيده روى به درگاه من آورده باشند ، به تفصيل از روى راستى به درگاه نويسند . . . و اگر خلاف نمايند ، انگشتان اخبارنويسان قطع نمايند . . . امر نمودم كه اخبار مذكور روزبه‌روز و هفته‌به‌هفته و ماه‌به‌ماه به عرض برسد . . . و امر نمودم تعيين نمايند كه اخبار ممالك و سرحد و اراده و مقاصد سلاطين را تحقيق نموده به حضور آمده خبر رسانند
هامش
( 1 ) . همان ، ص 112 . ( 2 ) . مكاتبات ، پيشين ، ص 144 . ( 3 ) . تاريخ اجتماعى دورهء مغول ، به اهتمام دكتر جهانبگلو ، ص 5 ( مقدمه ) .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 694 | مرتضى راوندى