تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
تا آن‌كه پيش از وقوع وقايع علاج نمايم . . . » « 1 »

كارآگاهان تيمور

: « جاسوسان وى حوادث اطراف و خبرهاى ممالك را به دو مىرسانيدند و نشان و آثار هريك را آشكارا بر وى مىنمودند . نرخها ، وزنها ، منزلگاهها و شهرها را به طور واضح توصيف و همواريها و ناهمواريها را تصوير مىكردند ، نام هرشهر و قريه و قلعه و اهل هرجا و مكان را با نام سران تيره‌ها و فرماندهان و كار و پيشهء هريك بيان مىداشتند ، تيمور به فكر خويش آن را مطالعه مىكرد . . . » « 2 » تيمور هنگامى كه در روم اقامت داشت ، پيكى به سوى « اللّه داد » فرستاد و از او خواست كه : « احوال آن ممالك و جملگى راهها و گذرگاههاى آن روشن و آشكار كند و كيفيت شهرها ، قريه‌ها ، بلنديها ، پستىها ، خشكىها ، آباديها ، نشانه‌ها ، آبها ، شهرها ، قبايل ، طوايف ، راههاى تنگ و فراخ و جاده‌هاى معلوم و نامعلوم و منزلگاهها و مردم آن ، به دو مكشوف دارد . . . فواصل ميان منازل را ذكر كند و طريق پيمودن مراحل را بيان كند . . . اللّه داد آن فرمان به كار بست و نقشهء آن به بهترين صورت ترسيم كرد . بدين‌گونه كه به شماره آن اماكن ، كاغذهاى محكم خواست و آنها را به شكل چهارگوشه بريد و صورت آن اماكن و آنچه در آن‌ها بود ، از متحرك و ساكن ، بدان رسم كرد و تمام آنچه را كه خواسته بود از تعيين جهات شمال و خاور و باختر ، دورى و نزديكى ، اندازه و ارتفاع كوهها ، پهنا و درازى زمين‌هاى خشك و آباد ، سبزه‌زارها و جنگل‌ها منزل به منزل و آبادانى به آبادانى يادآور شد . . . پس آن نقشه بدان‌سان كه تيمور گفته بود به سوى وى فرستاد . » « 3 » در كتاب دستور الكاتب كه از آثار گرانقدر قرن هشتم هجرى است ، در اجابت تعيين منهيان و جاسوسان پس از مقدمه‌اى چنين مىخوانيم : « . . . صيانت رعايا و مهابت ساير برايا جز به تعيين جواسيس و اعداد خبرداران و منهيان صورت نبندد تا ايشان پادشاهان را از ضماير دولتخواهان و بواطن بدسگالان اعلام دهند و كيفيت معاش عمال ولايات با رعايا و متوطنان بازنمايند و پادشاه بعد از وقوف ، بعضى را به سلولك مسالك و داد مستظهر گرداند و بعضى را به اظهار مخفيات شقاق . . . اختصاص دهد . بعضى را به زواجر و تهديد مواخذ و معاقب گرداند ، و بدين تدابير دولتخانهء سلطنت از تعرض مخالفان و معاندان مصون و محروس گردد . و چون پادشاه از مكنونات ضماير اعداء و اضداد واقف باشد و تدبير دفع ايشان را به اعداد امرا و لشكريان و اخوان و انصار و ترتيب اسلحه و ساير مصالح آن و چهارپايان متشمر و مستوفر شود ، دشمنان را مجال كيد و قصد ، متعذر . . . باشد . و به واسطهء اطلاع پادشاه بر احوال حاكم و محكوم و آمر و مأمور ، هيچ آفريده را از عمال و متصرفان ولايات و گماشتگان حضرت سلطان ، قدرت آنك به يك سر موى بر رعايا و ساكنان تعدى و تطاول كند ، نباشد . و هرآينه مملكت آبادان شود و رعايا ايمن و شاكر باشند . . . » در صفحهء بعد مىگويد : « ببايد دانست كه قاعده‌اى كه سلاطين سالف در
هامش
( 1 ) . تزوك تيمورى ، پيشين ، ص 99 . ( 2 ) . عجايب المقدور ، ص 299 . ( 3 ) . همان ، ص 199 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 695 | مرتضى راوندى