بلكه متصديان ديوان صاحب البريد در جهان اسلامى نيز مورد توجه مخصوص خلفا بودند .
در دورهء تمدن اسلامى ، بريد به دستگاه پست و ارتباطات و اطلاعات و نيز به معنى چاپار و اسب چاپار و قاصد يا پيك اطلاق مىشده است . معاويه براى ايجاد سرعت بين مركز خلافت و ولايات مختلف ، به ايجاد بريد همت گماشت ، و بعد از او ، امويان و عباسيان در توسعه و تكميل سازمان او كوشيدند . رئيس اين ديوان چه در ممالك اسلامى و چه در ايران ، هميشه شخص مورد اعتماد و از محرمان دستگاه حكومت بود و صاحب بريد خوانده مىشد .
ابن خلكان مىنويسد : « چون مدتى فضل در خراسان اقامت كرد ، از طرف صاحب بريد نامهاى به رشيد در باب فضل رسيد . يحيى درين هنگام در پيش خليفه نشسته ، و مضمون نامه چنين بود : فضل پيوسته به صيد و شكار و لهو و لعب و عيش و طرب مىپردازد و مشاغل مزبور ، وى را از التفات و توجه به حال رعايا و برايا بازمىدارد . رشيد چون نامه را بخواند به طرف يحيى انداخت و گفت اى پدر ، نامه را بخوان و به وى بنويس كه از اين كارها بازايستد .
يحيى در پشت نامه توقيع كرد :
فرزند من ، خداوند ترا از بلا و گزند محفوظ دارد و مرا به وجود تو محظوظ سازد . اخبار اشتغال تو به صيد و شكار و مزاولت و مداومت به لذات و شهوات به امير المؤمنين رسيده كه اينگونه امور تو را از نظر و التفات به كار جمهور بازداشته است . . . چون نامه به فضل رسيد از مسجد خارج نشد مگر آنكه از عمل خود منصرف گرديد . » « 1 » اسفنديار كاتب در تاريخ طبرستان از نقش حساس و مهم منهيان و جاسوسان در سراسر كشور سخن مىگويد و مىنويسد :
« شهنشاه منهيان و جواسيس برگماشت بر اهل ممالك ، مردم جمله ازين هراسان و متحير شدند ، ازين معنى اهل براعت و سلامت را هيچ خوف نيست كه عيون و منهى پادشاه را تا مصلح و مطيع و عالم و زاهد در دنيا بود نشايد گماشت . . . جهالت پادشاه و بىخبر بودن از احوال مردم درى است از فساد . . . » « 2 »
ديوان بريد در عهد مغول
: چنگيز خان فرمان داد ، كه در كنار جادههاى مهم قلمرو وى ايستگاههاى پست « يام » در فواصلى كه سواركاران معمولا ظرف يك روز طى مىكنند ساخته شود . و افرادى مأمور ادارهء اين ايستگاهها گردند ، در ايستگاه تعدادى اسب ( تا بيست رأس ) براى ايلچيان حاضر باشد . اين ايستگاههاى پست در هراستان تحتنظر « نايب » و در سراسر مملكت تحتنظر صاحبديوان بود .
اوكتاى پس از دومين قوريلتاى ، ايستگاه پست را توسعه و فرمان داد كه ايستگاههاى تقويتى در بين راه بنا گردد . و به منظور برقرارى رابطهء دايم با شاهزادگان خاندان سلطنت ، اميرى را متصدى اين كار كرد . براى حفظ رابطه ميان ختاى و قراقورم پست اختصاصى تارينيام براى
هامش
( 1 ) . اخبار برامكه ، به اهتمام ميرزا عبد العظيم خان گرگانى ، ص سط و نيز رك . روضة الصفا ، پيشين ، ج 3 ، ص 435 .
( 2 ) . تاريخ طبرستان ، باهتمام اقبال آشتيانى ، ص 27 .