تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
و والى نوشته شده بود ، ارسال داشته و براى فرستادن اطلاعات صحيح مربوط به اعمال حاكم مزبور متوسل به اعزام سوارانى ملبس به لباس مبدل مىگشتند . » « 1 »

سواران نامه‌رسان

: براى رسانيدن اخبار فورى از چابك‌سواران استفاده مىكردند بيهقى مىنويسد پس از آنكه در اثر سوء سياست ، پاى سلجوقيان به خراسان باز شد و خطر آشكار گرديد : « دو سوار از آن بو الفضل سورى دررسيد ، دواسبه از آن ديوسواران فراوى پيش آمدند و خدمت كردند بونصر گفت ايشان را : چه خبر است ؟ گفتند از نشابور به دو نيم روز آمده‌ايم و همه راه ، اسب آسوده گرفته . . . چنان كه نه به روز آسايش بوده نه شب مگر آن مقدار كه چيزى خوريم كه صاحب‌ديوان فرمان چنين داد . . . خواجه دست از نان بكشيد و ايشان را به نان بنشاند و نامه‌ها بستد و خريطه باز كرد و خواندن گرفت و نيك از جاى بشد و سر مىجنبانيد . . . » « 2 » در جاى ديگر بيهقى مىنويسد : « . . . ركابدار پياده شد و زمين بوسه داد و آن نامه بزرگ را از بر عبا بيرون كرد و پيش داشت . . . » « 3 » در كتاب كليله و دمنه نيز به نقش منهيان اشاره شده است : « . . . گفت من ندانم كه ايشان چه مىگويند ليكن آن نيكوتر كه جاسوسان فرستيم و منهيان متواتر گردانيم و تفحص حال دشمن به جاى آريم . . . » « 4 » فعاليتهاى جاسوسى نه تنها قبل از حمله مغول بلكه در قرون بعد نيز در ايران و كشورهاى مجاور دوام داشت :

جاسوسى در خانواده‌ها

: رسم گماردن جاسوس در خانواده‌ها نه تنها در ايران ، بلكه در دربار هند نيز معمول بود . ابن بطوطه مىنويسد : « پادشاه هند با هريك از امراى بزرگ يا كوچك خود ، غلامى را مأمور مىكند كه هميشه ناظر رفتار او بوده جزئيات اعمال وى را به شاه گزارش دهد . همچنين عده‌اى از كنيزكان خانه‌هاى امرا و عده‌اى از زنان رختشو ، براى كار جاسوسى در خدمت سلطان مىباشد اين‌گونه زنان ، بدون خبر در خانه وارد مىشوند و اطلاعاتى از كنيزكان مىگيرند و به وسيله رئيس كارآگاهان به سلطان گزارش مىدهند . . . » « 5 » آقاى دكتر موحد در ملحقات سفرنامه ابن بطوطه براى روشن شدن موضوع ، اضافه مىكند كه : « داستان تشكيلات جاسوسى سلطان محمد تغلق ( 695 - 715 ) در تواريخ نيز منعكس است ، فرشته مىگويد : مذاكراتى كه امرا و اعيان دهلى شبها در خانه‌هاى خود با زن و فرزند داشتند ، سلطان محمد بامداد از آنها مطلع مىشد . » « 6 » ابن حوقل ضمن ذكر خصوصيات فارس مىنويسد : . . . حسن بن مرزبان ، بندار ( پيشكار يا
هامش
( 1 ) . تركستان‌نامه ، از ص 496 به بعد . ( 2 ) . تاريخ بيهقى ، به تصحيح دكتر فياض ، ص 609 به بعد . ( 3 ) . همان ، ص 24 . ( 4 ) . نصر اللّه منشى ، ترجمهء كليله و دمنه ، به تصحيح مجتبى مينوى ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1347 ، ص 193 . ( 5 ) . سفرنامه ابن بطوطه ، پيشين ، ص 510 . ( 6 ) . همان ، ص 750 .