كافى مىدادند كه تحتتاثير كسى قرار نگيرند . كسى را كه بر وى اعتماد تمام است ، او را اشراف فرمايند تا آنچه به درگاه رود ، او بداند ، و به وقتى كه خواهد و حاجت افتد ، مىنمايد . و اين كس بايد كه از دست خويش به هرشهر و ناحيتى نايبى فرستد سديد الراى و كوتاهدست ، كه آنچه رود اندك و بسيار ، به علم ايشان باشد ؛ نه چنانكه به سبب ايشان از مشاهره و مزد بارى بر رعيت افتد و به تازگى رنجى حاصل شود . و ايشان را آنچه به كار آيد از بيت المال ، بدهند تا ايشان به خيانت كردن و رشوت ستدن محتاج نباشند . و اين فايده كه از راستى كردن ايشان حاصل شود ، ده چندان مال باشد كه بديشان دهند به وقت خويش .
عباس اقبال مىنويسد : « چون شغل اشراف مستلزم انهاء يا به اصطلاح حاليه دادن ( - راپورت يا گزارش ) بوده است ، زياد در انظار خوشنما محسوب نمىشده . چنانكه باخرزى در دميته القصر در شرح حال عميد الملك كندرى كه ابتدا اين شغل را داشته ، گويد چون طغرل جاسوسى را دونمقام او مىديد ، او را به ولايت خوارزم منصوب نمود . » « 1 »
به طور كلى حكومتها و سلاطين لايق و توانا ، براى اطلاع از طرز عمل مأموران عالىمقام ، به طور نهانى يك نفر را به نام مشرف به محل كار او مىفرستادند تا اطلاعاتى از طرز كار او كسب كند و به شاه و دستگاه مركزى گزارش دهد . نظام الملك مىنويسد هركه را شغلى بزرگ فرمايد ، بايد كه يكى را بر او مشرف كند ، چنانكه او نداند ، تا پيوسته كردار و احوال او مىنمايد . . .
نظام الملك در فصل چهارم و نهم كتاب خود از خزاين و ذخاير مالى دولت سخن مىگويد و مىنويسد كه پادشاهان هميشه دو خزينه داشتند ، يكى خزينهء اصلى و ديگرى خزينهء خرج . و هميشه وجوه ضرورى را از خزينهء خرج برمىداشتند و كمتر از خزينهء اصل . و مالى كه حاصل مىشد بيشتر به خزينهء اصل بودى و كمتر به خزينهء خرج ، و تا ضرورتى نبودى از آن خزانهء اصل خرج نكردندى . و اگر چيزى برداشتندى ، بر وجه وام برداشتندى و بعد به جاى آن نهادندى . . . « 2 » و در فصل پنجاه و يكم كتاب خود تأكيد مىكند كه حساب ماليه هرولايت را بنويسند و به خرج و دخل آن توجه كنند و مخارج زايد را حذف كنند و در هرحال از اسراف و تبذير خوددارى كنند . « 3 »
ديوان صاحب البريد كه كمابيش همان ادارهء پست امروزىست . مهمترين وظيفهاش رسانيدن اخبار دولتى بود . اين ديوان و ديوان اشراف چنانكه گفتيم از طريق جاسوسى و به طور مخفى اخبار و اطلاعات مهم را به حكومت مركزى اعلام مىكردند .
صاحب بريد موظف بود مرتبا اخبار مهم قلمرو خود را به پايتخت بنويسد و با سريعترين وسايل آن روزى به دربار برساند . اسم وسيله را « بريد » مىگفتند .
در ترجمهء بلعمى از تاريخ طبرى دربارهء بريد آن زمان چنين آمده است :
« رسم بريد آن زمان اشتران بودى از منزل به منزل ، و به هرمنزلى دو شتر بودندى و يكتاى
هامش
( 1 ) . وزارت در عهد سلاطين بزرگ سلجوقى ، تأليف اقبال ، ص 32 .
( 2 ) . سياستنامه ، به اهتمام قزوينى ، پيشين ، ص 244 .
( 3 ) . همان ، ص 248 .