راه تحقيق و كشف حقيقت
: خواجه در پايان فصل پنجم كتاب خود ، طى داستانى به مأموران مخفى و كسانى كه براى كشف حقيقت و تشخيص صحت و سقم شكايتى به محل ميروند ، راهكار و طرز عمل را مىآموزد ، و به مأمورى كه براى رسيدگى به شكايت پيرهزنى به آذربايگان مىرود ، چنين تعليم مىدهد . . . بايد كه نفقاتى از خزانه بستانى و به آذربايگان روى و به فلان محلت فرود آيى و بيست روز مقام كنى و بدان مردمان چنان نمايى كه من به طلب غلامى گريخته آمدهام . پس با هرگونه مردم نشست و برخاست مىكنى و با ايشان درآميزى و در ميان سخن به مستى و هشيارى مىپرسى كه در اين محلت شما زنى پير بود فلان نام ، كجا شد ! كه از او نشان نمىدهد و آن پارهزمين چه كرد ؟ بنگر تا هركس چه مىگويد ، و نيك يادگيرى و مرا از درستى ، خبرى بازآورى ، ترا بدين كار مىفرستم . . . « 1 »
مأمورين مخفى در محل
: خواجه در فصل هفتم كتاب خود براى اطلاع از وضع عمومى هر محل ، پيشنهاد مىكند كه از اشخاص متدين امين و پاكدامن استفاده كنند و از آنها بخواهند كه وضع كلى آن شهرستان را از لحاظ اقتصادى ، سياسى ، قضايى و غيره تحتنظر گيرند و جريان كارها ، وضع كشاورزان و ارباب ملك و عمال دولتى و محتسب و قاضى شهر و غيره را مورد تفتيش قرار دهند و حكومت مركزى را از كيفيت اوضاع باخبر سازند . به هرشهرى نگاه كنند ، آنجا كيست كه او را بر كار دين شفقتىست ، و از ايزد تعالى ترسان است و صاحب غرض نيست ، او را بگويند كه امانت اين شهر و ناحيت در گردن تو كرديم . آنچه ايزد تعالى از ما پرسد از تو پرسيم ، بايد كه حال عامل و قاضى و محتسب و رعايا و خرده و بزرگ مىدانى و مىپرسى و حقيقت آن معلوم ما گردانى ، و در سرّ و علانيت مىنمايى تا آنچ واجب آيد ما اندر آن بفرماييم .
و اگر كسانى كه بدين صفت باشند ، امتناع كنند و اين امانت نپذيرند ، ايشان را الزام بايد كرد و به اكراه ببايد فرمود . « 2 »
مراقبت از رسولان يا نمايندگان سياسى
: خواجه در فصل بيست و يكم سياستنامه طرز پذيرايى از نمايندگان سياسى را بيان ، و تأكيد مىكند كه نمايندگان و گماشتگان سرحدها مراقبت نمايند همينكه رسولى آمد به وسيلهءسواران ، ورود رسول و همراهان او و آنچه همراه دارند گزارش دهند ؛ و سعى كنند تا علت مسافرت او را دريابند و در جريان مسافرت ، شخص مورد اعتماد را همراه كنند و او را شهر به شهر تا محل مقصود بدرقه كنند .
چنانكه گفتيم منهيان و جاسوسان در ايران چه در دورهء قبل از اسلام و چه در دوران بعد از اسلام نقش سياسى و اجتماعى مهمى به عهده داشتند ، و حتى در دورهء سلاجقه ، به طورى كه اشاره شد ، اين ديوان ارزش و موقعيت سياسى خود را تا حدى حفظ كرد ، به طورى كه نظام الملك در سياستنامه متذكر شده است ، براى حسن جريان امور ، به اين قبيل مأمورين حقوق
هامش
( 1 ) . همان ، به اهتمام قزوينى ، ص 37 .
( 2 ) . همان ، ص 49 .