تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
سازى ، اساس قدرت بنى عباس را تهديد مىكرد تا آنكه منصور شخصا ابو مسلم را از ميان برداشت . » « 1 » با اينحال مقنع ، سنباد و استادسيس و خوارج دائما قدرت خلافت را تهديد مىكردند ؛ گويى روش و تعاليم اسلام ، مورد قبول و تأييد اقليتى در جهان اسلامى نبود . دستگاه خلافت : « . . . دستگاه خليفه بسيار مجلل و باشكوه بود و ساختمانهاى مفصل تودرتويى در پى داشت ، و عدهء كثيرى لشكريان ، هميشه پاسبان آن بودند ، مردم را اجازهء ورود به آن نبود و كسانى كه مىخواستند ، نزد خليفه بروند ، مىبايست اجازهء مخصوص داشته باشند و از چندين‌سرا و حياط پىدرپى بگذرند تا به مجلس خليفه برسند ، و گردتاگرد او را هميشه پرده‌داران و حاجبان گرفته بودند و رئيس آنها را كه حكم وزير دربار داشت حاجب الحجاب ، يا « حاجب خاص » مىگفتند . خلفا با آن‌كه خود را جانشين پيامبر مىدانستند ، از هيچگونه لهو و لعب و حتى فسق و فجور و حرامخوارى و كارهاى ناروا خوددارى نداشتند و از باده‌خوارى و مستى و نشست و برخاست با زنان هرجائى و كنيزكها و سازندگان و نوازندگان و مسخره‌ها ، روىگردان نبودند ، و هميشه زنان بسيار در حرمسراى خود داشتند . و خواجه‌سرايان در كارهاى كشورى و لشكرى دخالتهاى ناروا مىكردند . در بالاى نامه‌هايى كه از سوى خليفه در موارد مهمى مىنوشتند ، مهر زرين مىزدند و نام خليفه را به خط مخصوصى كه يك نوع نقاشى بود ، در بالاى فرمان مىنوشتند و به آن طغرا مىگفتند . علامت خلافت سه چيز بوده : نخست ردايى كه به آن « برده » مىگفتند و مدعى بودند كه از پيامبر به ايشان رسيده است . دوم مهرى كه هرخليفه در جلوس خود به نام خويش مىساخت . و بيشتر سجع آن مهر ، جمله‌اى بود كه در آن اشاره به نام خليفه بود . سوم عصايى كه هرخليفه براى خود در آغاز كار درست مىكرد . حكمرانان نواحى و پادشاهان دست‌نشانده ، به فرمان خليفه عزل و نصب مىشدند و در آغاز كار يا هنگامى كه خليفهء ديگرى بر تخت مىنشست ، براى او بيرق مخصوصى به نام لوا و فرمانى به نام عهد مىفرستادند . حكمرانان مكلف بودند در سكه‌هاى خود نام خليفه را بر نام خويش مقدم بدارند . و در روزهاى جمعه ، در مراسم مذهبى مسجد جامع شهر ، به نام او خطبه بخوانند . به كسى كه مأمور اين كار بود و از كارگزاران مهم ديوان به شمار مىرفت ، خطيب مىگفتند . و مىبايست وى با جامهء سياه بر منبر بالا رود و شمشير خود را از نيام بكشد و روى زانو بگذارد و به بانگ بلند و غرا خطبه را به نام خليفهء زمان بخواند . كارگزاران ديوانى درجه اول را به صلاحديد خليفه انتخاب مىكردند و كارگزاران درجات بعد را وزيران برمىگزيدند .
هامش
( 1 ) . تاريخ ملل و دول اسلامى ، از ص 152 به بعد