تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
مسيحيان كاست ، حقوق قضائى جديد الاسلامها يا « موالى » را با اعراب يكسان نمود ، سربازان اين دسته را از ماليات معاف كرد و به ايشان حقوق پرداخت » « 1 » نيات اصلاح‌طلبانه عمر دوم از طرف جانشينان وى دنبال نشد از جمله هشام « مملكت را جز وسيله درآمد چيز ديگرى نمىدانست وى بوسيله مأمورين خود ، مردم را در مضيقه و آزار گذاشت . در دوران خلافت ، وى بر خراج قبرس افزود ماليات اسكندريه را دو برابر كرد . در اثر بيدادگرى ، عدم رضايت بربرهاى افريقا ، ايرانيان و تركان ماوراء النهر را برانگيخت و زمينه را براى پيشرفت تبليغات عباسيان فراهم كرد . در دوره عباسيان سياست كلى خلفا دگرگون گرديد ، بقول « بروكلمان » : « از همان آغاز كار ، وضع و محيط « بغداد » با « دمشق » فرق كلى پيدا كرد . در دربار منصور نيز اعراب آمد و رفت داشتند ، ولى مانند زمان عبد الملك با خليفه همچون يكى از اقران خود رفتار نمىكردند و خليفه بغداد ديگر يكى از شيوخ عرب محسوب نمىشد . بلكه جانشين سلاطين عظيم الشأن ايران بود . بعدها حتى كتب تشريفاتى دربار ساسانيان را گرفته ، سعى نمودند دستور و مقررات آن را اتخاذ و اجرا نمايند . مقامات دولتى و دربارى ديگر موروثى نبود . بلكه به ميل و تشخيص خليفه اعطا مىشد و خلعت كه در دوران بنى اميه وجود نداشت در اين دوره علامت التفات خليفه شد . بنى اميه براى تنظيم آمد و شد نزد خليفه فقط مأمورى به نام حاجب داشتند ولى خلفاى بنى عباس بوسيله عدهء روزافزونى از مأمورين و درباريان خود را از مردم دور ساختند . خليفه از رسيدگى به امور مملكت ، اجتناب مىنمود و اين كار را به عهدهء وزيران مىگذاشت ، ولى ابقاء و اعدام اشخاص حق منحصر وى بود و جلاد كه در زندگى عرب عنوانى نداشت كنار خليفه عباسى همواره ايستاده بود و نطع يا سفره چرمين كه سرهاى بريده بر آن مىغلطيد در برابر تخت پيوسته گسترده بود . . . خليفه در هريك از تقسيمات كشور ، حاكم كارآمد و مجربى مىگماشت در اين قسمت اقوام و بستگان خود را همواره در نظر مىگرفت و در اعطاى مناصب و مقامات عاليه به دوستان و مريدان و حتى بندگان آزادشدهء خويش ترديد نمىنمود . . . منصور شبكه بازرسى و ارتباطات پستى دوران بنى اميه را توسعه داد و بدين ترتيب وسيلهء نظارت كامل بر اوضاع ادارى كشور را فراهم نمود ، اين مأمورين وظيفه داشتند خليفه را از تمام امور مخصوصا عمل حكام ولايات مطلع سازند . اين گزارشهاى منظم و دقيق ، براى اوضاع عمومى كشور نيز نفع بسيار داشت ، زيرا اطلاعاتى كه مثلا دربارهء زراعت و ميزان محصول مىدادند ، براى اتخاذ تصميمات لازم و جلوگيرى از مضيقه و قحطى به كار دولت مىخورد . . . منصور دائما مراقب امنيت راهها بود ، با اينحال در خراسان كه يكى از سرحدات كشور اسلام بود و اين دين با اديان ديگر مانند بودائى و شمنى و مذهب ملى ايرانيان قديم روبرو مىشد ، اغلب اوقات خطر دسته‌بندى و فرقه
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 126