تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
و از او خواسته‌اند كه بر دخل خرج وقوف يابد و نقير و قطمير از قلم فرونگذارد و محصول و مصروف به تفصيل و نسخت آن به ديوان اشراف فرستد . . . فرمان چنان است كه « عمال و متصرفان گرگان دام تمكينهم بر توفير و احترام مستوفر باشند و بىعلم و معرفت او كارى نگذارند و تصرفى نكنند . . . گماشتگان ترك و تازيك حرمت او موفور دارند و شكر و شكايت مؤثر و مسموع دارند . » « 1 » در كتاب التوسل الى الترسل كه در عهد علاء الدين تكش خوارزمشاه نوشته شده در منشورى كه به نام تاج الدين علىموجود است ، ضمن تعاليم گوناگون چنين مىخوانيم : . . . فرموديم تا پيوسته منهيان و جاسوسان به اقصى بلاد آن طرف روانه دارد و همواره از اخبار واردان آن جانب پرسان و از هجوم حوادث ترسان ، تا از عقيدت دوستان باخبر و از مكيدت دشمنان برحذر تواند بود و در كل احوال با شمول استقامت و حصول استقامت طريق تيقظ و تحفظ سپرد و ثبات عزم بر تقديم ابواب حزم از واجبات شمرد تا پيوسته از عواقب غفلت معصوم باشد و به بيدارى و هوشيارى موسوم كه ناگاه و العياذ باللّه در مصالح ملك فتقى كه رتق آن دشوار دست دهد حاصل نيايد ، چه تدبير مصالح و ترتيب مهمات و احتياط و انديشه در كارها ، آن‌وقت بايد كرد كه دستگاه فراخى دارد نه آن‌گاه كه موزهء انديشه به پاى خرد تنگ آيد و جز بهانه حواله تقدير ، در خزانه و تدبير نقدى نماند . . . « 2 » جرجى زيدان مىنويسد : « عباسيان در اجراى نقشهء خود از جاسوسان و خبرچينان كمك مىگرفتند . هريك براى ديگرى جاسوس مىگماشتند . خليفه براى وزيران و وزيران براى خليفه ، هر دو براى سرداران و سرداران براى هرسه جاسوس مىگماشتند ، اين جاسوسان بيشتر از ميان غلام‌بچه‌ها و كنيزكان و هم‌خوابه‌ها انتخاب مىشدند خلفا غالبا براى فرزندان و وليعهدان خويش جاسوس داشتند ، و آنها هم براى خليفه جاسوس مىگماشتند . چنان‌كه مسرور خادم ، براى مأمون نزد هارون جاسوسى مىكرد جبرائيل بن بختشوع پزشك هارون جاسوس امين بود ، و حتى براى هارون چنان‌كه گفتيم ، نفس‌شمارى مىكردند . همين‌كه هارون به بغداد برگشت ، جاسوسانى بر عمويش ابراهيم گماشت كه تمام گفته‌هاى او را شوخى و جدى ، خبر مىآوردند . پس از وى كه دولت عباسى رو به انحطاط رفت ، بر شمار جاسوسان ، چنان‌كه معمول است افزوده گشت . خليفه‌ها بر وزيران و وزيران بر خليفه ، و هردو بر واليان مأمورينى مىگماشتند كه به نام اصحاب بريد ( خبرچينان ) مشهور بودند . از آن گذشته ، كنيزان و غلامان و خدمتگزاران و سازندگان و نوازندگان و غيره نيز جاسوسى مىكردند . زيرا دستگاه دولتى رو به فساد و انحطاط مىرفت و هريك از ديگرى بيم داشت ، تا آنجا كه مأمون براى هريك از مأمورين خود يك يا چند جاسوس گماشته
هامش
( 1 ) . همان ، ص 40 . ( 2 ) . التوسل الى الترسل ، به تصحيح احمد بهمنيار ، پيشين ، ص 41 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 678 | مرتضى راوندى