محاصرت اخلاط را پيش نهاد . » « 1 »
ازدواجهائى كه انگيزه اقتصادى و سياسى داشت
« ازدواجهاى سلاطين و طبقات ممتاز با دختران حكام و خوانين ، اغلب انگيزه سياسى و مادى داشته . و به منظور نزديكى با سلطانى و يا تحكيم مراتب دوستى با وى و يا به منظور دستاندازى بر سرزمينى كه از طريق لشكركشى تصرف آن مقدور نبوده صورت مىگرفته است .
يكى ديگر از جهات وصلتهاى آن دوران افزودن بر ثروت يا گرفتن جهيز و هداياى سنگين از خانوادهء دختر بود . . . سلطان مسعود براى آنكه از جانب همسايه شمالشرقى خود آسودهخاطر باشد ، دختر قدرخان ( 404 - 423 ) خاقان ترك را براى خود ، و دختر بغراتكين ، پسر وى را براى مودود پسر و وليعهد خويش يك جا خواستگارى مىكند .
از جهت اهميتى كه براى ايشان قايل بود ، مهرى كه براى اين ازدواجها معين مىكند ، مقدار پنجهزار دينار هريوه « منسوب به هرات » براى همسر خود ، و سى هزار دينار هريوه براى همسر مودود بوده است . « 2 »
بيهقى مقدار هدايايى را كه از جانب دامادها به نزد پدران عروسها فرستاده شده بود ، چنين شرح مىدهد : « و آن دو جام زرين مرصع به جواهر بود با هارهاى ( نوعى گردنبند ) مرواريد جامههاى به زر ، و جامههاى ديگر از هردستى ، روسى ، بغدادى و سپاهانى و نيشابورى و تختهاى قصب ، گونهگون و شاره و مشك و عود و عنبر و دو عقد گوهر كه يك دانه گويند . . . و خازنى نامزد شد با شاگردان و حمالان خزانه تا با رسولان برند . » ( تاريخ بيهقى ، صفحه 220 )
اين دوستى و و داد بين تركان ايلك خانيه و غزنويان از زمان سلطان محمود آغاز گشته بود و بدين منظور همسر بغراتكين هرساله يك كنيز و غلام براى محمود مىفرستاد و سلطان نيز در عوض هدايايى گرانبها چون جواهرات و ديباى روسى و پارچههاى زربفت و غيره براى اين خاتون مىفرستاد . ( تاريخ بيهقى ، صفحهء 252 ) .
ديگر از اين مواصلتها ، ازدواج شاهزاده خانمهاى غزنوى با حكام خوارزم ( خوارزمشاهيان ) مىباشد كه معروفترين آنان يكى حرهء كالجى دختر سبكتيكين خواهر سلطان محمود است كه به همسرى ابو العباس خوارزمشاه درآمد . سرانجام غزنويان به بهانه حقى كه از خويشى داشتن با حكام خوارزمى براى خود قائل بودند خوارزم را به تصرف درآوردند .
. . . از مواصلتهائى كه براى دست يافتن به ثروتهاى خانوادهاى انجام گرفته است يكى ازدواج مردان شاه ، پسر مسعود با دختر سالار بكتغدى است كه يكى از شخصيتهاى دورهء غزنوى و حاجب سلطان مسعود و سپهسالار وى در چند جنگ و مردى متنفذ و بسيار ثروتمند بود .
هامش
( 1 ) . تلخيص از كتاب زن در ايران عصر مغول ، از ص 8 به بعد
( 2 ) . تاريخ بيهقى ، ص 274