تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 651

مساهمون:

ص٦٥١
الغ بيگ بر خلاف پدر ، در ضيافتها و مراسم دربار سمرقند از استعمال مشروبات الكلى جلوگيرى نمىكرد ، آوازخوانان و موسيقىدانان سمرقند شهرت فوق العاده‌اى داشتند و از طرف ثروتمندان و صاحبان قدرت بلاد ديگر دعوت مىشدند . از شرح حال خواجه احرار به خوبى فهميده مىشود كه در اوايل سال 1420 ميلادى در مجلس جشنى كه يكى از ثروتمندان تاشكند برگزار كرده بود ، از موسيقىدانان و مغنيان سمرقند استفاده نموده بود . بسيار جالب توجه است كه حسام الدين شيخ الاسلام سمرقند ، فرزند عبد الملك و جانشين عبد الاول سمرقندى ، در اين مورد ابدا اظهار مخالفت نمىكرد و از شيوهء الغ بيگ جدا طرفدارى مىنمود . شيوخ دراويش ماوراء النهر در حالى كه شديدا با اعمال خلاف شرع الغ بيگ مخالفت مىكردند ، به رئيس قانونى مسلمين آن سرزمين كه دست كمى از حكمران سمرقند نداشت ، اتهاماتى وارد مىنمودند . شيخ الاسلام به مناسبت پايان ساختمان گرمابه‌اى كه ساخته بودند ، مجلس جشنى ترتيب داد و آوازخوانان و موسيقىدانان شهر را جمع كرده بود . محتسب شهر كه از ماجرا اطلاع حاصل كرده بود ، به عمل خلاف شرع وى اعتراض كرد و گفت : « اى شيخ الاسلام بىخبر از قوانين اسلام ، به استناد كداميك از اصول شرع محمدى شركت زن و مرد در يك مجلس ، و رقص دسته‌جمعى آنان جايز است . اين نوع زندگى شگفت‌انگيز شيخ الاسلامهاى سمرقند تازگى نداشت . در قرن دوازدهم ميلادى نيز زندگى باشكوه و رفاه‌آميز صدر جهانهاى بخارا ، مؤمنين آن شهر را متأثر و خشمناك ساخته بود . گويا صدر جهانهاى بخارا و شيخ الاسلامهاى سمرقند به طبقهء اريستو كرات آن زمان منسوب بودند . در مقابل رفتار شيخ الاسلامها ، شيوخ فرقهء نقشبنديه به شدت مبارزه مىكردند . آنان نه تنها به اعمال غير قانونى شيخ الاسلام معترض بودند ، بلكه از حقوق مردم ماوراء النهر نيز دفاع مىكردند . » اهل كلام كه با طبقهء اريستوكرات ( - اشراف ) بىارتباط نبودند ، با دراويش تركستان دايم در جنگ و جدال بودند . اين جريانات مختص به ماوراء النهر بود . در مغرب آسيا جريان كار بر خلاف اين بود . اهل كلام عقيده داشتند قوانين الهى بايد كاملا اجرا شود . در صورتى كه صوفيان يا به اصطلاح دراويش ، طالب آزادى بيشترى بودند و با بىقيدى زندگى مىكردند . مىدانيم كه در كشور ايران لغت صوفى به معنى آزادى و لاقيدى تفسير و توجيه مىشد . در تركستان چنان‌كه ديديم ، رفتار دراويش برعكس اين طريقه بود . آنان مدافع سرسخت دين اسلام بودند و عقيده داشتند احكام الهى بايد بدون كم و كاست و بدون تفسير و توجيه اجرا شود ، و شيخ الاسلام حق ندارد بر خلاف شرع قدمى بردارد و از وظيفه‌اى كه به عهده گرفته است غافل باشد . همان‌طور كه مذكور افتاد ، همهء اين كارها ، به نام مردم و به عنوان حفظ حقوق قاطبهء ملت اسلام انجام مىگرفت . اهل كلام تركستان ، در حالى كه خود را مقيد به مراعات احكام و كلام خداوندى مىدانستند ، با غفلت و بىقيدى به كارهاى خلاف شرع دست مىزدند . در رشحات عين الحيات ، دربارهء سير تصوف در آسياى مركزى ( از قرن 13 به بعد ) مطالبى