تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤
كرد كه از نظر شرعى در اين‌گونه موارد تراضى طرفين شرط اساسى است . ضمنا ابو فتاح عقيدهء محتسب را كه گفته بود ، در زمان حكمرانى الغ بيگ احكام دين خلل‌دار شده است ، تأييد كرد . سخنان ابو فتاح به قدرى در الغ بيگ مؤثر افتاد كه در حال دستور داد به محاكمهء محتسب خاتمه داده شود . اين‌گونه حكايات و روايات در كتب تاريخى آن زمان بسيار است ، ولى همه آنها نميتواند مورد قبول ما واقع شود ، آنچه مورد تأييد مورخين مىباشد اينست كه روابط و مناسبات روحانيون و الغ بيگ چندان رضايت‌بخش نبوده است ، بعقيده روحانيان پس از وفات خلفاى راشدين ، الغ بيگ نيز مانند ساير حكمرانان و زمامداران ممالك اسلامى پادشاه دادگرى نبود در زمان حكمرانى وى ، اشخاص باشخصيت و شريف از ترس لكه‌دار شدن شرافت و حيثيت اجتماعى خود ، حاضر نبودند شغل قضاوت را بپذيرند . . . » « 1 » به طور كلى ميتوان گفت پس از حمله مغول ، از رعايت احكام و مقررات دين مبين اسلام تا حدى كاسته شد و زنان چنان كه بايد ، رعايت مقررات اسلامى را نمىكردند ؛ ولى پس از استقرار حكومت صفويه ، بار ديگر رعايت مبانى مذهبى و احترام به احكام دينى مورد توجه قرار گرفت . در كتاب تذكرة الملوك در پيرامون محتسب و ديگر مأمورين انتظامى در عهد صفويه به اختصار مطالبى ذكر شده است : فصول هفتاد و ششم و هفتاد و نهم ، مربوط به كلانتر و نقيب اصفهان است و وظايف مقام اخير را به طور مفصل در بر دارد . كلانتر ، كدخدايان را تعيين مىكند ، و در توزيع مبلغ ماليات و سرشكن كردن عوارض بين اصناف نظارت دارد و برآورد ماليات اصناف را زير نظر مىگيرد و رعيت ( كشاورزان يا طبقات فرودست‌تر اجتماع ) و غيره را حمايت مىكند . . . . مواجب كلانتر ذكر نشده است ، از آنجا كه مشار اليه بيشتر حافظ منافع اجتماعى و مردم بود تا دستگاه حكومت ، طبيعى مىنمايد كه مواجب و مستمرى او از وجوهى كه از اصناف و كسبه اصفهان تحصيل مىشد تأمين گردد .

نقيب

: معاون يا نايب كلانتر به شمار مىآيد . احتمال قوى مىرود كه كلانتر و نقيب از ميان سرشناسان محل انتخاب مىگرديدند . ولى قرينه‌اى از نحوهء انتخاب آنان در دست نداريم . « 2 » « داروغه كه در زبان مغولى به معنى رئيس است ، يك اصطلاح عمومى ادارى است . از مفاد احسن التواريخ ( ص 489 ) چنين مستفاد مىگردد كه داروغه به طور كلى به حكام اطلاق مىشود ، اما بعدها لقب حاكم پايتخت گرديد . از جانبى نيز در ادارات بزرگ دولتى منشيان طراز اول كه بر ديگر منشيان سمت سرپرستى و نظارت داشتند ، داروغه خوانده مىشدند و داروغهء دفترخانه نيز ، اين لقب را داشت . از مبلغ مواجب داروغهء دفترخانه چنين برمىآيد كه سمت و شغل وى داراى اهميت بوده است . . . داروغه دفترخانه زيردست مستوفى الممالك قرار
هامش
( 1 ) . الغ بيگ و زمان او ، پيشين ، ص 209 . ( 2 ) . تذكرة الملوك ، ترجمهء مسعود رجب‌نيا ، پيشين ، ص 151 .