چون در آن ايام واحدهاى وزن در سراسر بلاد و كشورهاى اسلامى يكسان نبود ، بازرسى كار كسبه سخت دشوار بود ، به نظر ابن خوه « ترازوى درست آن است كه دو طرف آن برابر و كفههايش معتدل باشد . . . محتسب بايد ترازوداران را وادار كند تا ترازو را پاك كنند و همه وقت انواع روغنها و چرك را از آن بزدايند . . . و نيز بايد فروشنده پيش از وزن كردن ، ترازو را آرام كند ، آنگاه كالا را به دست خود و اندكاندك در ترازو گذارد و با انگشت شست خود فشار ندهد تا مرتكب كمفروشى نشود . . . و بايد كه ترازوى فروشنده آويزان باشد . . . از جمله تقلبهاى نهانى در وزن طلا ، اين است كه فروشنده ترازو را به دست خود بالا و روبروى صورت خود نگاه دارد و در كفهء حامل طلا بدمد تا كفه به پائين متمايل شود ، و خريدار متوجه نباشد ، زيرا وى به ترازو مىنگرد نه به دهان فروشنده .
فروشندگان گاه تقلبى ديگر نيز مىكنند كه سبب كمفروشى است ، چنان كه مومى زير يكى از كفهها مىچسبانند يا حلقه بالاتر ترازو را با موم نازكى كه براى خريدار نامرئى است مىبندند و بدينسان از كالا كم مىكنند . . . » سپس نويسنده به نحوى جازم و جدى همكاران خود را مخاطب مىسازد و مىگويد : « بدان اى محتسب كه تو را به امر پيمانه و وزن گماردهاند . . . بايد كه به دست خود بدين كار بپردازى و ترازو و پيمانه را بررسى كنى و بر خطاكاران نبخشى زيرا بخشودن از خطا بازنمىدارد . . . پس هركه نفس خود را تزكيه نكند و همتش جز فرج و بطن نباشد ، فقط مجازات و تعزير است كه او را از گناه بازميدارد ، و خطاكار را برجاى خود مىنشاند . » « 1 »
در حدود هفت قرن پيش نويسنده ، در مورد وزنهها چنين اظهارنظر مىكند : « وزنهها بايد آهنى باشد و محتسب آنها را بيازمايد و خود مهرى به آنها بنگارد و نبايد از سنگ بسازد ، زيرا چون بهم بخورند و از وزنشان كاسته مىشود اما اگر آهن در دسترس نباشد وزنههاى سنگى را بايد در پوست كند و پس از آزمايش بر آنها مهر زند و هرزمان آنها را بازبيند تا از چوب و سر شلغم همانند آنها را درست نكنند . . . گاه فروشنده در يك دكان دو نوع وزنه يا سنگ نگاه مىدارد . . . » بنابراين براى اطمينان بر صحت عمل كسبه « بر محتسب است كه مثقالها و سنگها و رطلها و حبهها را بىآگاهى صاحبانشان بررسى و آزمايش كند . » « 2 »
سپس ضمن بحث در پيرامون پيمانهها مىگويد : واى به حال كمفروشان كه چون از مردم پيمانه گيرند پر مىگيرند و چون براى آنان پيمانه و يا وزن كنند مىكاهند
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ ، الَّذِينَ إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ وَ إِذا كالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ . . .
( سورهء 83 مطففين آيه 1 - 2 ) .
به علت رواج بازار كمفروشى بار ديگر ابن اخوه تأكيد مىكند كه « محتسب را بايد كه پيمانهها را بازرسى كند زيرا كه فروشندگان نخود و باقلا و نيز علافان تكه چوبى را كه توى آن را كندهاند و به عنوان پيمانه به كار مىبرند . . . ته آن را نان و گچ سياه . . . مىچسبانند و به طورى كه آشكار و
هامش
( 1 ) . آئين شهردارى ، ترجمهء آقاى جعفر شعار ، ص 63 و 67 به بعد .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 69 .