تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
159 - 160 - 251 - 256 - 336 - 337 - 367 - 396 و غيره ) . « 1 » از زنان معروف اين عصر يكى تركان خاتون ، همسر ملكشاه است ( 465 - 485 ) كه در كار سلطنت شوهر دخالت مستقيم داشته و در نتيجه اختلافى كه بر سر جانشينى سلطان بين خواجه نظام الملك و آن زن وجود داشت تركان خاتون با استفاده از شرايط مساعدى كه وجود داشت موجبات طرد نظام الملك و روى كار آمدن بركيارق را فراهم كرد ، از زندگى اين زن پس از فرمان‌روائى بركيارق اطلاعى در دست نيست . پس از آن به شخصيتى ديگر چون مادر سلطان ارسلان برمىخوريم كه در راحة الصدور درباره‌اش مىخوانيم : « . . . پندارى كه نظام آن دولت و قوام آن مملكت بدان خاتون سعيده بود كه ديندار و نيكوكار و ترس كار بود و تربيت علما ، و صدقات صلات به زهاد فرستادن ، پيشه و سيرت او بود » ( ص 299 ) . پس از تجزيهء حكومت سلجوقى نفوذ و قدرت زنان در دستگاههاى حكومتى فزونى يافت . در كرمان قتلغ تركان ، ابتدا همسر براق حاجب ( 619 - 632 ) حاكم اين ايالت خاتون 15 سال يعنى تا سال 681 با كفايت و سياست و عدالت به حكومت مشغول بود ، در تاريخ وصاف اين خاتون چنين توصيف شده است : « . . . به پنج گز مقنعه كه بر تاج سلاطين رجحان داشت چهار سوى كشورى كه دبدبهء نوبت سه‌گانه‌اش گوش آفاق را مطمئن داشته بود ، محفوظ و محروس گردانيد . » « 2 » در فارس نيز معاصر با حكومت قتلغ خاتون ، تركان خاتون مادر اتابك محمد بن سعد بن ابى بكر ( 658 - 660 ) و خواهر سلغرشاه ، اتابك يزد ، حكومت مىكرد . كه با هلاكو روابط نيكو داشت و از جانب او پشتيبانى مىشد . اين خاتون « زنى رأىزن ، با فطنت و فن بود . به نظم مملكت و مصالح پادشاهى قيام نمود و رعايت رعيت را در كنف راحت و رفاهيت بداشت . » « 3 » ديگر از زنان معروف اين دوره ، پادشاه خاتون ، دختر قتلغ تركان سابق الذكر مىباشد كه او نيز بر كرمان فرمان رانده است ( 691 - 694 ) از لحاظ اهميت و اصالتى كه داشت 15 سال همسر اباقاخان و سپس مدتى همسر برادر او كيخاتو بوده و در مجمع الانساب شبانكاره‌اى ، در اوصاف او چنين مىخوانيم : « پادشاه خاتون زن عالمه عادله‌اى بود و در نقش او بسى خاصيتها بود و هنرى تمام داشت ، و خط خوب نوشتى و شعر نيكو گفتى و با دانشمندان و اهل فضل به غايت به عنايت بودى ، و درگاه از مجمع فضلا و بلغاء عالم شد و شعر در عهد او رونقى تمام گرفت و راتبه معاش اهل فضل را معين فرمود ، و نقد از خزانه فرمودى و مدارس علم را معمور گردانيد ، بسيار عمارت را از نو فرمود ، و بر آن اوقاف بسيار نهاد و پيوسته در بارگاه او حديث و بحث فضل و دانش و شعر رفتى و خود شاعرى نيك بود و از شعر او دو سه بيت اينجا بنوشتم تا جهان
هامش
( 1 ) . زن در تاريخ بيهقى ، يادنامه ابو الفضل بيهقى ، دكتر شيرين‌بيانى ، از ص 71 به بعد . ( 2 ) . تاريخ وصاف ، به اهتمام محمد مهدى اصفهانى ، ج 2 ، ص 391 ( 3 ) . همين كتاب ، ص 181