رئيس شهربانى كرد و گفت : امير المؤمنين ( رشيد ) به تو دستور داده است او را بكشى و به دار بياويزى ، ما از اين كلام به وحشت افتاديم و آن مرد را نشناختيم و ندانستيم در نامه خود چه نوشته بود . رئيس شهربانى دست او را گرفت و آنگاه انس بن ابى شيخ به وى گفت او را در « رقه » بر بلندترين چوبهدار بياويز ، حربانى به او رو كرد و گفت : خواه بر بلندترين چوبه يا كوتاهترين چوبه باشد به خدا بعد از من كسى جز تو بر آن چوبه سوار نخواهد شد . . . ما از اين جرأت و جسارت به شگفت آمديم ، سپس رئيس شهربانى او را برد و به دار آويخت . . . ميان اين كلام او و پيشامد شوم برمكيان سه سال گذشت و جعفر بن يحيى در انبار كشته شد و دو نيم جسدش به بغداد فرستاده شد و در فراز چوبهء دار آويخته گرديد . چون رشيد وارد رقه شد به حاضران گفت :
« حربانى » كه آن كلام را به جعفر گفته بود چه شد ، گفتند فقط استخوانى از او باقى مانده است .
گفت : او را از چوبه به پايين بياوريد و جسد انس بن ابى شيخ را بر آن بياويزيد . » « 1 »
مقام محتسب در ممالك اسلامى
: به طورى كه از كتاب معالم القربه فى احكام الحسبه يا آئين شهردارى برمىآيد ، محتسب در قرن ششم و هفتم هجرى مقامى همطراز مقام دادستان داشته ، و از بعضى جهات رتبهء او والاتر از مقام دادستانى بوده است . زيرا به طورى كه در باب پنجاه و دوم كتاب سابق الذكر نوشته شده است : « شايسته است كه محتسب در مجالس اميران و كارداران حاضر شود و آنان را فرمان دهد كه به مردم مهربانى و نيكى كنند و احاديثى كه در اين باب وارد شده است به ايشان برخواند . » همچنين محتسب حق نظارت به اعمال قاضى القضات شهر را نيز داشت . چنانكه « ابراهيم بن بطحاء كه حسبت بغداد را برعهده داشت ، بر در خانهء ابو عمرو بن حماد كه قاضى القضات بود ، بگذشت و گروهى را ديد كه بر در نشستهاند و منتظر ابو عمرو هستند تا بر داورى بنشيند . و آفتاب دميده و هوا را گرم كرده بود . ابراهيم حاجب خود را فراخواند و گفت قاضى را بگو كه مردم بر در زير گرماى آفتاب نشسته و از انتظار در رنجند ، يا به محاكمه بنشين يا آنكه عذر خود را بگو تا بازگردند . » « 2 »
« محتسب بايد كه همواره بازارها را مراقبت كند ، هر زمان سوار شود و به بازاريان ، فروشندگان ، دكانها ، راهها ، ترازوها و وزنها سركشى كند و طرز معاش و خوراك و نيز تقلباتى را كه مىكنند بنگرد ، شب يا روز در اوقات مختلف به بازرسى پردازد ، و اين كار را غفلتا انجام دهد . . . هنگام بازرسى بايد شخصى امين و كاردان همراه او باشد . . . »
« . . . در روزگار على بن عيسى وزير ، محتسب بغداد غالبا در خانه مىنشست ، به دو نوشت حسبت با پوشيدگى و دورى از مردم سازگار نيست ، در بازارها بگرد تا روزى بر تو حلال باشد . . .
محتسب مىتواند به ظن غالب خود حكم كند و متهمان را حتى بدانچه شرعا نارواست بترساند تا گناهكار معلوم گردد . زيرا اين روش به سود عامهء مسلمانان است . . . شايسته است محتسب
هامش
( 1 ) . كتاب الوزراء . . . ترجمهء ابو الفضل طباطبائى ، ص 304 .
( 2 ) . آئين شهردارى ، پيشين ، ص 197 .