تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
محتسب كون برهنه در بازار * قحبه را مىزند كه روى بپوش
- سعدى
قاضى با ما نشيند ، برفشاند دست را * محتسب گر مى خورد معذور دارد مست را
- حافظ در كتاب التوسل الى الترسل كه در عهد علاء الدين تكش خوارزمشاه به رشتهء تحرير درآمده است ، در مورد وظايف شحنگان و گماشتگان چنين آمده است : « و شحنگان و گماشتگان را وصيت كند تا در اعلاى اعلام دين كوشيار باشند و در امضاء احكام ملك هوشيار . در ترغيب و ترجيب ( - بزرگ داشتن ) اهل صلاح و تأديب و ترهيب ( - ترساندن ) ارباب فساد مبالغت نمايند . چنان‌كه هم مصلحان در راحت و كنف عدل و رأفت آرميده باشند و هم مفسدان در عرصهء مخافت از لگدكوب آفت ماليده ، كه اگر در حفظ قوانين سياسات مساهلتى رود و در اقامت شرايط آن ، دقيقه‌اى نامرعى ماند ، سوداى بيهوده در هردماغى جاى گيرد و مصالح ملك مختل شود و در فساد امور صورتها مخيّل افتد و اركان دولت در اضطراب آيد ، و خلل آن بسيار و تدارك آن دشوار شود ، و فرمانى جزم دهد تا طماع فاسد ، قاصد بدنام كردن خاندان نباشد ، و از دامنگير توانگر و درويش تجافى نمايند ، و در حفظ دماء و فروج به اقصاء مبالغت و احتياط برسند . . . به حقيقت معلوم و مقرر است كه ، جان درى نفيس است ، در بحر فطرت . . . پس احتياط در نگاهداشت چنين درى ثمين از مواجب داند . . . » « 1 » غزالى در نصيحة الملوك مىنويسد : « عمر رضى اللّه عنه هرشب بجاى عسس مىگرديدى تا هرجا خللى بديدى تدارك كردى و گفت اگر گوسپندى گرگين ( يعنى گر برآمده و جرب‌دار ) بر كنار فرات بگذارند و روغن در وى نمالند ترسم كه روز قيامت مرا از آن بپرسند . . . اى سلطان عالم ببين كه عمر با اين احتياط و عدل كه هيچ آدمى به درجه تقوى و صلابت و داد او نارسيده ، چگونه انديشه مىكند از احوال قيامت و آخرت و تو ايمن نشسته و غافل شده از كار و حال رعيت خويش . » « 2 » در دوران قرون‌وسطا ، چون سطح تربيت و فرهنگ عمومى بسيار پايين بود ، غالبا زمامداران براى تأمين آرامش و آسايش عمومى ، شدت عمل به خرج مىدادند :

رفتار عسس در بصره

: در دورهء خلافت معاويه ، پس از آن‌كه زيادبن ابيه در جمادى الاول سنهء خمس و اربعين به امارت بصره گماشته شد ، بزهكاران را به كيفر خود رسانيد . سپس دستور داد پس از پايان نماز خفتن ، مردم راه خانهء خويش پيش گيرند . پس از گذشتن پاسى از شب ، هيچ كس حق آمد و شد ندارد و اگر كسى خلاف كند ، خون وى هدر باشد . چون از شب زمان مقرر بگذشت ، به عسسان دستور داد متخلفان را به قتل رسانيد . در شب اول هزار و سيصد كس را كشتند و در شب دوم معدودى را به قتل آوردند و در شب سوم هيچ‌كس را نيافتند . . . آورده‌اند كه شبى عسسان اعرابى را در بازار بصره ديدند كه گوسفندى چند داشت ، او را پيش زياد آوردند .
هامش
( 1 ) . التوسل الى الترسل ، پيشين ، ص 35 . ( 2 ) . نصيحة الملوك ، به اهتمام استاد همائى ، ص 24 .