چون بخورد ساتكنى « 1 » هفت و هشت * با گلويش تاب ندارد رباب
به نظر غزالى كسى كه كار خطير احتساب را به عهده مىگيرد ، بايد سه خصلت داشته باشد :
علم ، ورع و حسنخلق .
« آنكه علم ندارد ، منكر از معروف بازنشناسد . چون ورع نباشد ، اگرچه بازنشناسد ، كار به غرض كند ، چون محتسب را اخلاق نيكو نبود ، چون او را برنجانند و خشم او برآيد ، آنچه كند به نصيب نفس كند نه به نصيب حق ، آنگاه حسبت او معصيت گردد . » « 2 »
تفتيش منازل ، عملى نارواست
: در حدود هشت قرن پيش امام محمد غزالى مىنويسد :
عمر رضى اللّه عنه به عسس مىگشتى ، آواز سرود شنيد ، به بام برشد . چون فروشد ، مردى را ديد ، و زنى با وى ، و خمر ديد ، گفت : يا دشمن خداى تعالى ، پنداشتى كه خداى تعالى چنين معصيتى بر تو بپوشد ؟ گفت : يا امير المؤمنين شتاب مكن كه اگر من يك معصيت كردم تو سه معصيت كردى . خداى تعالى مىگويد
« وَ لا تَجَسَّسُوا . »
و تو تجسس كردى . و گفته است
« وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها . »
و تو از بام درآمدى . و گفت
« لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا »
گفته است :
بىدستورى به خانهء كس در مشويد و سلام كنيد . و تو بىدستورى درآمدى و سلام نكردى . عمر رضى اللّه عنه گفت : اكنون اگر عفو كنم توبه كنى ؟ گفت : كنم ، اگر عفو كنى هرگز به سر اين گناه ، بازنشوم . پس وى عفو كرد و وى توبه كرد .
حضرت رسول فرمود : هركه گوش دارد ، به سخن مردمان كه بىوى چه گويند ، روز قيامت سرب گداخته در گوش وى ريزند . « 3 »
شرط مداخلهء محتسب
: غزالى در كيمياى سعادت تأكيد مىكند كه محتسب در موردى حق مداخله دارد كه شخصى تظاهر به فسق و گناه كند و الا تجسس و كنجكاوى روا نيست .
هركه در خانه شد و در ببست ، نشايد بىدستورى در شدن و طلب كردن تا چه مىكند ، و از راه در و بام گوش داشتن تا آواز رود شنود و حسبت كند . مگر آنكه آواز رود و غوغاى مستان از اندرون منزل به بيرون رسد . در اين صورت مداخلهء محتسب ممكن است . همچنين مىنويسد : اگر كس كه شيشهء شراب در زير دامن داشته باشد ، محتسب حق مداخله ندارد . « 4 » و محتسب بايد از علم و ورع حسن خلق برخوردار باشد . اينكه مىگويند محتسب در بازار است ، نه در خانه ، مراد اين است كه « محتسب را درون خانه چه كار . »
هركه را جامه پارسا بينى * پارسا دان و نيك مرد انگار
ور ندانى كه در نهادش چيست * محتسب را درون خانه چه كار ؟
هامش
( 1 ) . ساتكين ، قدح يا پيالهء بزرگ شرابخورى است .
( 2 ) . كيمياى سعادت ، پيشين ، ص 403 .
( 3 ) . همان ، ص 329 .
( 4 ) . همان ، ص 329 .