تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 631

مساهمون:

ص٦٣١

ديوان محتسب يا سازمان شهردارى و شهربانى در قرون‌وسطا

عسس ، شحنه ، پاسبان ، شرطه

وظايف محتسب

: اين ديوان تا حدى وظايف كنونى شهردارى را انجام مىداد ، يعنى به وضع عمومى بازار نظارت مىكرد و از كم‌فروشى و گران‌فروشى جلوگيرى مىنمود و نمىگذاشت دهقانان يا پيشه‌وران و صنعتگران كالاهاى فاسد يا تقلبى را به مردم بىخبر بفروشند . علاوه بر اين ، ديوان محتسب ، حفظ و امنيت و آرامش شهر را نيز به عهده داشت ، و از اين جهت قسمتى از كار شهربانى امروز را تصدى مىنمود و مراقب بود كه مردم از خوردن مشروبات الكلى خوددارى كنند و در معاملات و مرافعات ، مزاحم يكديگر نشوند و عملى خلاف مقررات شرع و عرف انجام ندهند و به حدود و حقوق يكديگر تخطى و تجاوز ننمايند . نظام الملك در پايان فصل ششم كتاب خود چنين مىنويسد : . . . هر شهرى محتسبى بايد گماشتن تا ترازوها و نرخها راست دارد و خريد و فروختها نگاه دارد تا اندر آن راستى رود ، و در همه چيزها كه از اطراف آرند و در بازارها فروشند ، احتياط تمام كنند تا غشى و خيانتى نكنند . و سنگها راست دارند و امر به معروف و نهى از منكر به جاى آرند و پادشاه و گماشتگان پادشاه ، بايد كه دست او قوى دارند كه يكى از قاعدهء مملكت و شرط عقل اينست و اگر جز اين كنند ، درويشان در رنج افتند و مردم بازارها ، چنان كه خواهند فروشند و فضله‌خور مستولى شوند و فسق آشكار شود و كار شريعت بىرونق شود . و هميشه اين كار را به يكى از خواص فرمودند يا خادمى يا تركى پير را ، هيچ محابا نكردى خاص و عام از او بترسيدندى . « 1 » تعاليم و آموزشهايى كه خواجه در كتاب سياستنامه داده است ، كاملا از طرف سلاطين و عمال آنها و حتى خود خواجه نظام الملك و فرزندانش در سراسر كشور عملى و اجرا نمىشد ، در آن دوران ، ظلم و ستمگرى به طبقات متوسط و محروم ، امرى عادى بود و چنان‌كه قبلا گفتيم ،
هامش
( 1 ) . سياستنامه ، به اهتمام هيوبرت دارك ، پيشين ، ص 59 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 631 | مرتضى راوندى