تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
الى حسن قلعه بايد در خدمت جناب جلالتمآب سفيركبير باشند . روز ورود به حسن قلعه . . . مقرر فرمايند صف نظامى بسته ، احترام نظامى نسبت به جناب سفيركبير معمول دارند . روز ورود به شهر ، حكم بفرمايند كه كل وجوه مملكت و اهالى مجلس به استقبال بروند و آن جناب جلالتمآب هم در كشكى گنبد حكم بفرمائيد چادر احترام بزنند ، خود آن جناب جلالتمآب و رؤساى عسكريه به اتفاق جناب سفيركبير ، با نظام داخل شهر بشوند ، بعد از ورود جناب ايلچى حكم شليك توپ بفرمايند . در ايام توقف در شهر ، خود آن جناب جلالتمآب لوازم احترامات را بهتر مىدانند . در روزى كه از ارزنة الروم جناب سفيركبير حركت مىفرمايند ، باز شليك توپ نمايند و حكم بفرمايند به طور شايستگى از جناب معظم اليه مشايعت شود و با مهماندار صاحب نشان و نظام الى خاك طرابزان بروند . اگر چنانچه آن جناب جلالتمآب غير از اين تشريفات و پذيرايى معمول خواهند داشت ، جواب اين تقرير دوستدار ، را رسما امروز كه روز جمعه 15 ذيحجه است مرقوم فرمايند كه مخصوصا چاپار خدمت جناب ايلچى بفرستم ، مراتب را عرضه داشت نمايم . و همچنين مراتب را به اسلامبول خدمت مصلحتگزارى دولت عليهء ايران اظهار نمايم ، امروز جواب تقرير دوستدار بايد برسد ، كه عصرى چاپار لابد بايد فرستاد كه در خدمت و به موهبت جناب سفيركبير دام مجده مشرف گردد . » حرره فى 15 شهر ذيحجه ، سنه 1272 . « 1 » بعد از رفتن ترجمان و دادن تقرير جناب پاشا خواسته بود كه مجلس نمايد و شور و مشورت كند . ترجمان گفته بود كه مأموريت من را كارپرداز به شما نوشته است يا قبول نمايند يا الان بنويسيد كه قبول نخواهيم كرد و الان بايد با چاپار روانه نمايم . بالاخره جناب پاشا ، مطالب احترامات و تشريفات را كه تحريرا به او نوشته بودم ، قبول فرموده بودند . . .

شرفيابى امين الملك به حضور باب عالى خليفهء عثمانى

: پس از جلب موافقت اولياى دولت عثمانى ، سفيركبير ايران با احترامات لازمه عازم اسلامبول مىشود . پس از ورود به اسلامبول براى شرفيابى به حضور خليفه ، روز يكشنبه 3 ربيع الاول تعيين گرديد . در اين روز چهار نفر از باشيان ميرآخور و هفت نفر جلودار و دو نفر نايبان قول آقاسىباشى يك رأس اسب با زين و يراق طلا از اسبان مخصوص سلطان ، براى جناب امين الملك و پانزده رأس براى صاحبمنصبان از جانب بابعالى به سفارتخانهء دولت عليه آوردند . ساعت شش و نيم حاجى ميرزا احمد خان با نايب و منشى و مترجم خود ، كه چهار نفر بودند و جناب امين الملك نيز با هشت نفر صاحبمنصبان سفارت كبرى با لباس رسمى ، حاضر شده سوار گرديده و به قرار بيست نفر از آدمهاى جناب ايلچى پسر و حاجى ميرزا احمد خان با لباس فاخر و پاكيزه به جلو افتادند و با كمال آراستگى و پيراستگى روانه شدند پس از ورود به عمارت ، و صرف چپق و قهوه ، با
هامش
( 1 ) . مخزن الوقايع ، ص 19 به بعد .