لباس رسمى آمادهء ورود به سراى سلطان شدند . در دم عمارت سلطانى يكصد نفر عسكر و سه نفر سرهنگ با لباس قرمز و خيلى پاكيزه پيشفنگ سلام نظامى دادند . به در اصلى عمارت كه رسيديم دوازده نفر يساول در طرف راست و دوازده نفر در سر پلهها و همچنين شش نفر در سر پلهها و شش نفر در داخله اتاق در راست و شش نفر ديگر در چپ با تبرزينهاى مطلا در دست و كلاه بلند پردار در سر ، و قباهاى ماهوت گلى گلابتوندوز تمام يراق در بر ، و شمشيرهاى غلاف طلا در كمر ، ايستاده بودند . . . همينكه از پلكانها بالا رفتيم از اتاق وارد رواق شديم و ديديم كه اعليحضرت سلطان عظيم الشأن عبد المجيد خان خداوندگار روم پادشاه اسلامپناه . . . منتظر ورود سفارت است ، همه سفارت تعظيم نموده ، پيش رفته ، صف كشيده ايستاديم . . . جناب امين الملك شروع به ابلاغ مأموريت خود نمود . و بعد نامه اعليحضرت اقدس را پيش برده به حضور سلطان رسانيد اعليحضرت سلطان هم اندكى پيش آمد .
با دست خود نامه همايون را از جناب امين الملك گرفت . . . از سلامتى ذات خجسته صفات سركار اقدس شهريارى سؤال نمود . . . بعد احوال خود جناب امين الملك را سؤال فرمودند . . . « 1 » بعد از شرفيابى حضور سلطان جناب امين الملك صاحبمنصبى خدمت وزير دول خارجهء عثمانى فرستاد و تقاضاى تعيين وقتى براى مذاكرات سياسى نمود . از روز 18 ربيع لثانى 1273 مذاكرات بين دو دولت شروع شد . اين گفتگوها كه مربوط به مناسبات ايران و انگليس و ريشهء اختلافات بين دو دولت و علت لشكركشى هرات و تجاوزات دوست محمد خان و تحريكات دولت انگليس در مسأله هرات و افغانستان و وضع سرحدات ايران و عثمانى و لزوم تخليهء قطور و تعيين مأمورين بىغرض براى مشخص كردن مناطق سرحدى دو كشور و مسألهء عشاير مرزنشين و خرابكاريهاى آنها و رفتار غير دوستانهء مأمورين عثمانى با زوار و اتباع و تجار ايرانى بود ، چندين روز به طول انجاميد و چنان كه انتظار مىرفت ، نتيجه مطلوب حاصل نشد .
مقررى سفراى ايران
: دريافت حقوق و مقررى سفراى ايران در كشورهاى جهان ، خود داستانى رقتآور و تأثرانگيز است كه تا زمان ورود شوستر ادامه داشت .
در آن ايام ، دولت ايران در كشورهاى روسيه ، انگلستان ، عثمانى و فرانسه چهار سفير دائمى داشت . و در بعضى مواقع نيز سفرايى به بعضى از ممالك مىفرستاد و يا سفراى مقيم را مأمور حفظ منافع اتباع ايران در كشورهاى همجوار كشور مقيم ، مىكرد .
ارسال حقوق و مقررى و مخارج اين سفارتخانهها ، چنين بود كه پس از تصويب شاه و صدراعظم ، و صدور فرمان مربوطه ، از وزارت امور خارجه ، حوالهء مبلغى را كه مىبايستى به سفير مورد بحث تعلق گيرد ، به شكل برات وصولى به نام يكى از مستوفيان ايالات ايران صادر مىكرد . و مستوفى آن ايالت يا ولايت ، چنانچه بودجهاى داشت ، وجه حواله را مىپرداخت و در
هامش
( 1 ) . مخزن الوقايع ، ص 51 به بعد .